ابو العباس المستغفري - محمد خليلي ( مترجم : مراغي )

98

طب النبي ( ص ) وطب الصادق ( ع ) ( روش تندرستى در اسلام ) ( فارسي )

فارس و گياهان آن را درخت به درخت بررسى كردند و با حواس خود آنها را شناختند و به آن درختى كه در آن يكى از تركيبات اين دواها وجود داشت دست يافتند با اينكه حواس آنها آن را درك نمىكرد ؟ فرض كنيم كه آن حكيم پس از جستجوى بسيار و بررسى در همهء بلاد فارس ، اين درخت را شناخت ، پس چگونه دانست كه آن درخت خاصيت دوايى پيدا نمىكند مگر اينكه به آن هليله از بلاد هند و مصطكى از روم و مشك از تبت و دارچين از چين و بيضهء بيدستر از ترك و افيون از مصر و حبر از يمن و به ورق از ارمنستان و غير اينها از تركيبات داروئى كه گياهانى گوناگونى هستند ، مخلوط شود ؟ چون تأثير آن در صورتى است كه اينها يك جا جمع شوند و به تنهايى آن منفعت را ندارند . او چگونه به محل روييدن اين گياهان داروئى كه اقسام گوناگونى دارند و در شهرهاى مختلف قرار دارند پى برد و اين در حالى است كه برخى از آنها به صورت ريشه و برخى به صورت برگ و برخى به صورت فشرده و برخى به صورت مايع و برخى به صورت صمغ و برخى به صورت روغن و برخى به صورت فشار دادن و برخى به صورت طبخ كردن است و برخى به صورتى است كه فشار داده مىشود ولى طبخ نمىشود و اين هر كدام با لغت خاصى است و بعضى از آنها جز با تركيب با بعضى ديگر حالت دوا پيدا نمىكند و برخى از آنها اعضاء بدن درندگان و حيوانات خشكى و درياست . در همين حال ، مردم اين شهرها با يك ديگر دشمنى و اختلاف