دكتر عقيقى بخشايشي
1589
چهارده نور پاك ( فارسي )
حدى كه رئيس آنان ، متوكل ، جام شراب را محكم به زمين كوبيد و اشكهاى چشمش همانند باران سرازير شد و آن محفل عيش و نوش به مجلس وعظ و اندرز تبديل يافت و متوكل سفاك و سنگ دل به تفقد از وضع زندگى شخصى امام ( عليه السلام ) پرداخت و همنشينان او نيز ، اشك ريختند . متوكل با خضوع و شكستگى كامل از امام پوزش خواست ، و او را با احترام تمام ، دوباره به منزل خود باز گردانيد . ( 1 ) نشانه اى از نفوذ در دلها با وجود آن همه كارشكنى و مبارزهء پنهانى و علنى كه متوكل خليفهء معاصر در مورد نفوذ و محبوبيت امام هادى ( عليه السلام ) به كار مىبرد و هميشه در صدد خاموش ساختن اين مشعل فروزان الهى بود ، باز نفوذ روحانيت و معنويت امام ( عليه السلام ) روز به روز وسيع تر و گستردهتر مىگشت تا حدى كه اشعهء تابناك آن ، تا حرمسراى خليفه ، پرتو افكنده بود و امامت و پيشوائى واقعى و حقيقى ، دلهاى خاندان متوكل را نيز به تسخير خود در آورده بود به حدى كه مادر خليفه ، عقيده و اخلاص بى ريا به امام هادى ( عليه السلام ) داشت و او را مرد شايستهء الهى مىدانست و در عرض حاجت ، به پروردگار متعال ، امام را وسيله و شافع خود قرار مىداد . نذر مادر خليفه اغلب مورخين اين واقعه را در زندگى متوكل نوشته اند : " متوكل به بستر بيمارى افتاد و بدن او جراحتى برداشته بود كه اطباى معالج از معالجهء آن فرو ماندند . مادرش دست توسل به درگاه الهى بلند كرد ، و با خود نذر كرد كه اگر فرزندش شفا پيدا كند هديه ارزندهاى به پيشگاه امام هادى ( عليه السلام ) ، تقديم كنند تا خداوند متعال به احترام آن بزرگوار به پسرش شفا ، عنايت كند در عين حال به وزير متوكل نيز دستور داد تا شخصى را به
--> 1 . بحار الانوار ج 13 ، ص 146 .