دكتر عقيقى بخشايشي

1585

چهارده نور پاك ( فارسي )

" قطب راوندى " در كتاب " خرائج " دومين بار از حبس امام را چنين مىنگارد ، " كه دو سه روز به پايان زندگى نكبت بار متوكل مانده بود ، اتفاق افتاده است و امام هادى ( عليه السلام ) كشتار و قتل او را پيش بينى نموده است " . ( 1 ) شكوه و تجلى معنويت " فضل بن احمد " كاتب و منشى مخصوص متوكل گويد : " من با منتصر در حضور متوكل بودم او روى تخت مخصوص خود ، جلوس نموده بود كه صحبت از امام هادى ( عليه السلام ) به ميان آمد . جمعى شروع به سعايت و سخن چينى نمودند و دربارهء آن حضرت ، تهمت‌ها و افتراها بستند به حدى كه متوكل را به خشم و غضب واداشتند وى از شدت غضب نمى توانست روى زانو بنشيند از خشم و ناراحتى فرياد برمىآورد : " به خدا قسم آن كسى به دروغ ادعاى امامت و پيشوائى دارد ، و بر خلاف سياست من ، گام برمىدارد ، خواهم كشت . . . " . چندين بار اين سخن را تكرار نمود و در همان لحظه ، دستور داد كه " فتح بن خاقان " چهار نفر از پيش كاران و مأمورين را براى دستگيرى امام ( عليه السلام ) ، روانهء منزل او كند كه در هر شرائطى باشد ، او را به مجلس متوكل بازآورند . به چهار نفر از جلادان هم دستور داد كه هنگام ورود آماده باشند كه با صدور امر و إشاره او را گردن زنند ! امام هادى ( عليه السلام ) با شكوه و جلال معنوى ويژه اى ، وارد مجلس شد در حالى كه از شدت تأثر لبهايش به هم مىخورد ولى بدون هيچ گونه جزع و شكوه‌اى ، تا چشم متوكل به سيماى روحانى امام هادى ( عليه السلام ) افتاد از جاى خود حركت كرد و به استقبال امام ، آمد . او را در بغل گرفت و بوسيد و بدون اختيار مرتب مىگفت : " سرور من ! اى فرزند رسول خدا ( ص ) ! اى پسر عمويم ! اى شايسته ترين فرد روى زمين ! " امام از اين وضع متوكل به تعجب و شگفتى افتاد ، و فرمود به خدا پناه مىبريم از اين

--> 1 . مجلسى ، جلاء العيون ج 3 ، ص 124 .