دكتر عقيقى بخشايشي

1576

چهارده نور پاك ( فارسي )

اين بحث همچنان بين دو گروه مطرح بود تا آنكه " مأمون " به آن دامن زد و آتش اختلاف را شعله‌ورتر كرد . او كه فردى دانشمند و مطلع ، آشنا به فلسفه وفقه و ادبيات عرب ، و اهل بحث و مناظره و دقت علمى بود ، از همان زمان جوانى به اعتزال گرايش داشت و از " مخلوق " بودن قرآن جانبدارى مىكرد . فقها و اهل حديث مىترسيدند مبادا وى خليفه شود و اين عقيده را ترويج كند ، به حدى كه " فضيل بن عياض " علنا مىگفت : " من از خدا براى هارون طول عمر مىخواهم تا از شر خلافت مأمون راحت باشم ! " ( 1 ) حدس آنان درست بود . مأمون پس از رسيدن به قدرت ، رسما از " معتزله " و در نتيجه از نظريهء مخلوق بودن قرآن طرفدارى كرد و آن را عقيدهء رسمى دولت اعلام نمود و قدرت دولت را جهت سركوبى مخالفان اين نظريه به كار گرفت . و چون مخالفان كه در آن زمان اهل سنت ناميده مىشدند ، مقاومت نشان دادند ، بحران به اوج خود رسيد و جريان از حد بحث علمى و مذهبى خارج شد و به يك بحث جنجالى وحاد عقيدتى - سياسى تبديل گرديد و سخن روز شد و همه جا حتى در ميان عوام با حرارت مطرح گشت . مأمون در سال 218 قمرى ، فرمانى خطاب به " اسحاق بن ابراهيم " ، حاكم بغداد ، صادر كرد كه بايد تمام قضات و شهود و محدثان و مقامات دولتى مورد آزمايش قرار گيرند ، هر كس معتقد به خلق قرآن باشد ، در كار خود ابقا شود و گرنه از كار بر كنار گردد ( 2 ) . اين كار كه در واقع نوعى تفتيش عقايد بود ، در تاريخ ، به عنوان " محنة القرآن " ( 3 ) مشهور شده است . كسى كه مأمون - و پس از او معتصم وواثق عباسى - را به اين كار تشويق مىكرد ، " ابن ابى دؤاد " ، قاضى مشهور دربار عباسى بد كه پس از بركنارى " يحيى بن اكثم " قاضى القضاة شده بود . او كه از شهرت و آوازهء بلند علمى برخوردار بود و در بذل و بخشش و ميزان نفوذ و قدرت در دربار عباسى با برامكه مقايسه مىشد ، در " محنة القرآن " نقش

--> 1 . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ترجمهء على جواهر كلام ، تهران ، مؤسسهء امير كبير ، 1336 ه‍ . ش ، ج 3 ، ص 214 . 2 . ابن اثير ، الكامل في التاريخ ، بيروت ، دار صادر ، ج 6 ، ص 423 ، سيوطى ، تاريخ الخلفاء ، بغداد ، مكتبة المثنى ، ص 308 . 3 . محنة به معناى آزمايش .