دكتر عقيقى بخشايشي

1657

چهارده نور پاك ( فارسي )

متوكل به حضور امام ( عليه السلام ) نگاشت : فقهاى مسلمين اين پاسخ را انكار مىنمايند و مىگويند در قرآن و سنت چنين حكمى نيامده است ؟ لطفا دليل آن را مرقوم فرمائيد . امام هادى ( عليه السلام ) در پاسخ نوشتند : " بسم الله الرحمن الرحيم ، فلما رأو بأسنا قالوا آمنا بالله وحده ، وكفرنا بما كنا به مشركين ، فلم يك ينفعهم ايمانهم لما رأوبأسنا ، سنة الله التى قدخلت في عباده ، وخسرهنالك الكافرون " . ( 1 ) " چون شدت قهر و خشم ما را ديدند ، گفتند ، ما به خداوند يكتا ، ايمان آورديم و به تمام آنچه شريك خدا قرار مىداديم كافر شده و تبرى مىجوئيم - اما ايمانى كه پس از مشاهدهء مرگ و عذاب ، اظهار مىدارند كمترين سودى به حال آنان نداشته و نتيجه‌اى در بر نخواهد داشت ، سنت پروردگار در ميان بندگان برآنست كه براى هدايت مردم ، و بذل لطف و اعطاى ثواب بر مؤمنين و خشم و قهر بر مشركين ، رسولان و انبيايى بفرستد تا مردم ، به اطاعت و معصيت شناخته شوند و البته كافران در اين مقام زيانكار مىباشند " . وقتى نامه ى امام ( عليه السلام ) به متوكل رسيد دستور داد نصرانى زناكار را آنقدر تازيانه زدند تا زير ضربات كشته شد ، يحيى و ديگر وابستگان دربارى ، شرمنده و خجل گشتند " . ( 2 ) 13 . امام هادى ( عليه السلام ) وابن سكيت : روزى متوكل عباسى به ابن سكيت ( 3 ) گفت : در حضور من از ابن الرضا ( عليه السلام ) مسألهء مشكلى بپرس كه جواب نتواند و خجل شود . ابن سكيت از آن حضرت پرسيد : چرا خدا ، موسى را با عصا ، عيسى را با شفا دادن به كور و پيسى و زنده كردن مردگان ، و محمد ( صلى الله عليه وآله ) را با قرآن و شمشير ، مبعوث فرمود ؟

--> 1 . سورهء غافر ، آيه 84 - 85 . 2 . معجم رجال الحديث ج 2 ، ص 33 ، احتجاج طبرسى ج 2 ، ص 454 . 3 . ابن سكيت از شيعيان خاص على ( ع ) بود ، متوكل او را به زور معلم فرزندان خود كرد ، روزى به او گفت : اين دو پسر من محبوبترند يا حسن وحسين ( ع ) او گفت : والله قنبر غلام على ( ع ) از تو و پسرانت بهتر است . متوكل گفت : زبان او را از قفا درآورند رحمة الله عليه آن چنان كه گذشت .