دكتر عقيقى بخشايشي

1443

چهارده نور پاك ( فارسي )

اينرو اعتقاد به قديمى بودن و در نتيجه غير مخلوق بودن قرآن پيدا نموده بودند و اين اشتباه از آنجا ناشى مى گشت كه آنان كلام لفظى را كه زبان گوياى عامه مردم است با كلام لبى و منطقى به اشتباه گرفته و دچار حيرت و سرگردانى شده بودند و چون اين مسأله بوى شرك و اعتقاد به تعدد قدماء مى داد ، مأمون و جمعى ديگر از دانشمندان اسلامى ، اعتقاد به خلقت و حادث بودن آن داشتند و كسانى كه بر خلاف اعتقاد آنان ، فكر مىكردند ، از كار باز مىداشتند و دستور تنبيه و كتك و گاهى كشتن و از ميان بردن او را صادر مىكردند ، و روى اين مسأله تعداد فراوانى را به زنجير و تازيانه و حبس كشاندند و جمعى را كشتند ، از جمله " احمد بن حنبل " را با 38 تازيانه ، تنبيه نمودند . اين مسأله جنجالى ، سخن روز آن روزگار بود . آيا منشأ اين سخن از فلسفه انتقالى يونان بود ؟ يا از اعتقاد پاك و بى آلايش مردم بود كه براى حريم كلام الهى ، قداست فوق العاده قائل بودند و در اين باره نمى توانستند مطالب را از هم تفكيك و از هم باز نمايند ؟ يا يك نوع مانور سياسى بود ؟ . . . هر چه بود جنجال پرشورى ايجاد نموده و اذهان مردم را به خود جلب كرده بود به حدى كه مقالات و كتابهاى بى شمارى را به خود اختصاص داده بود كه بحث و گفتگوى مفصل در اين زمينه ما را نيز به گفتگوهاى بى ثمر ديگرى مى كشاند . اسراف و تبذير بيت المال يكى ديگر از خصوصيات بارز دوران حكومت بنى عباس ، به خصوص مأمون ، عياشى و ميگسارى و صرف بيت المال در امور تجملى و اشرافى گرى بود كه در اعصار گذشته ، كمتر نظير داشت . مورخين ، اسراف كاريهاى يكى از حساس ترين فراز زندگى مأمون را چنين توصيف كرده اند : " آنچه مأمون در عروسى پوران دختر حسن بن سهل خرج و نثار عروس نمود تا آن روز هيچ پادشاهى اعم از دوران جاهليت و اسلام انجام نداده بود و آن ولخرجى و گشادبازى تا