دكتر عقيقى بخشايشي

1431

چهارده نور پاك ( فارسي )

ژرفاى معنويت و نيروى الهى آن بزرگوار مايه مى گرفت ، چنان مرعوب شد كه آلات موسيقى از دستش فرو افتاد ، و ديگر هرگز تا زنده بود ، نتوانست از دستهايش براى ساز و نواز استفاده كند " . ( 1 ) 3 . هم چنان كه اشاره كرديم ، مأمون مى خواست با اين وصلت علويان را از اعتراض و قيام عليه خود ، باز دارد ، و خود را دوستدار و علاقمند به آنان وانمود كند . 4 . چنان كه گاهى مى گفت : من به اين وصلت اقدام كردم ، تا ابو جعفر ( عليه السلام ) از دخترم صاحب فرزند شود ، و من پدر بزرگ كودكى باشم كه از نسل پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) وعلى بن ابيطالب ( عليه السلام ) است ! ( 2 ) اما خوشبختانه ، اين نيرنگ مأمون نيز بى نتيجه بود ، زيرا دختر مأمون ، هرگز فرزندى نياورد . و فرزندان امام جواد ( عليه السلام ) : " امام دهم على هادى ( عليه السلام ) ، موسى مبرقع ، فاطمه ، حكيمه " همگى از همسر ديگر امام كه كنيزى نيك سيرت و بزرگوار به نام " سمانه مغربيه " بود ، بوجود آمدند . بر روى هم ، اين ازدواج كه مأمون بر آن اصرار مى ورزيد كاملا جنبهء سياسى داشت ، بنابراين با آنكه اين وصلت با زندگى مرفهى توأم بود ، براى امام كه همچون پدران گرامى اش به دنيا توجهى نداشت ، نمى توانست ارزشى داشته باشد ، بلكه اصولا زندگى با مأمون براى آن حضرت ، تحميلى و پر رنج و دردسر بود . " حسين مكارى " مى گويد : در بغداد خدمت امام جواد ( عليه السلام ) شرفياب شدم و زندگيش را ديدم ، در ذهنم خطور كرد كه " امام كه به اين زندگى مرفه رسيده است ، هرگز به وطن خود " مدينه " باز نخواهد گشت " ، امام ، لحظه يى سر به زير افكند ، آنگاه سر برداشت در حالى كه از اندوه رنگش ، زرد شده بود فرمود : " اى حسين ! نان جوين و نمك خشن ، در حرم رسول

--> 1 . كافى ج 1 ، ص 494 ، بحار ج 50 ، ص 60 . 2 . تاريخ يعقوبى ج 2 ، ص 454 .