الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني
95
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )
أو اين است كه دلالت بر اشتهار وتبين اتصاف موصوف به صفت دارد بر وجهي كه اگر مستقلا ذكر شود به اعتماد بر موصوفى فهميده نمىشود از أو مگر موصوف از غايت وضوح اختصاص أو به اين صفت ، واين نوعي است از مبالغه در غايت لطائف وفنى است از بيان در نهايت شرافت ، اگر چه در كلام كسى به خواطر ندارم كه تصريح به جهت مذكور كرده باشد . ما أعظمها : اگر چه انشاء است ولى وقوع أو در حيز صفت از براي موصوفى ضررى ندارد ، چنانچه مشهور است كه تقدير قول مىكنند . رزية : معنى أو گذشت در أوائل زيارة ( 1 ) ولى مطلبي كه بايد در اين مقام متعرض شد آنست كه وجه اضافه رزية به مصيبت چيست با اينكه ظاهر لغويين اين است كه به معناى مصيبت است ، ودر اين استعمال دو وجه به نظر مى آيد : يكى اينكه اضافه رزية به مصيبت براي تأكيد باشد بر اين وجه كه متعارف در لغت عرب اينست كه چيزى را كه بخواهند ادعاى كمال أو كنند در وصفى يا اينكه اعتبار اتصاف أو به آن وصف كرده اند ثانيا أو را متصف به همان مبدء فرض مينمايند مثل " يوم ايوم " و " ليل الليل " و " شعر شاعر " و " موت مائت " وهم ناصب ، گويا تخيل مىكنند كه اين روز روزى ديگر در ضمن خود منطوى دارد يا اين شعر خود شاعر است از كمال اتصاف به صفت شعريت ، وبنابراين دلالت اين اضافه بر تأكيد واضح است ، چه مؤدى أو آنست كه اين مصيبت چندان شديد است كه خود داراى مصيبت ديگرى است ، واين نوع استعمال خالى از تعارف نيست . وجه ديگر اينكه أصل رزء به معنى نقص است ، ومىتوان ملتزم شد كه رزية بر وزن ومعنى نقيصه است أصلا ، واستعمال أو در مصيبت به جهت آنست كه مصيبت
--> ( 1 ) ذيل يا أبا عبد الله لقد عظمت الرزية ج 1 ص 260 .