الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني

52

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )

" وهو معكم أينما كنتم " [ 4 الحديد 57 ] . قال النظامى ، ونعم ما قال : زير نشين علمت كاينات * ما به تو قايم چه توقايم بذات دوم - معيت مصاحبت است كه عبارت از همراهى وانضمام دو شئ با يكديگر باشد به حسب جسمانيت چنانچه انساني با انساني جمع كنند يا خطى با خطى ضم نمايند . سوم - معيت روحانية است كه عبارت از موافقت در اخلاق وأطوار ومشابهت در رفتار وكردار باشد ، وعموم اين معيت بسيار قليل الاتفاق است ، وآنچه مطلوب سائل است اينست كه خداى تعالى أو را با أهل پيغمبر به معيت روحانية در دنيا وآخرت برساند ، واين معنى بجز اين نمىشود كه نفس در مراتب كمالات ترقى كند ، ودفع رذائل از خود نمايد وزنگ شقاوت به صيقل علم وعمل از آئينه دل بزدايد تا بحسب مرتبه از ظلال مقدسه آن أنوار متلالئه شود ، وآن وقت البتة بدرجه معيت رسد قهرا ، پس روح اين معيت آن معيت أولى است ، وآن بي سنخيت البتة صورت نگيرد . وچون مقدمه اين كار ولايت آن ذوات قدسية وأنوار إلهية است به حقيقت ولايت وتمام متابعت بعد از اظهار آن درجه ، مناسب شد كه خداى را به حق معرفت ياد كند كه خود كرامتي است بزرگ ووسيله‌اى است عظيم براي نيل اين مقام ، وصفت جماليه‌اى است كه ذكرش موجب تحريك سلسله أجابت است ، واز خداى ابن مقام را مسئلت نمايد ، وبه اين ملاحظه فاء تفريع را بعد از ذكر برائت آورد وصفت اكرام به معرفت را براي خداى تعالى اثبات نمود تا موجب جلب أمثال آن شرف واعطاى أشباه آن كرامت باشد والله أعلم .