الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني

5

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )

جناب احديت است ، وعلماء اشكال كرده اند كه جمع بين معنى معلوم ، ومجهول در كلمه واحد ممكن نيست ، وجواب أو آنست كه مىگوئيم طبيعت حمد هر كجا باشد مخصوص است به خداى تعالى ، چه از خود أو باشد تا حامد شود يا از غير تا محمود شود ، چنانچه مادر اين بيت اشاره كرده أيم ، وگفتيم خداى تعالى أو را اعداد كرده براي نصرت كردن ، چون خداى أو را نصرت كرد منصور شود وچون أو مظلومان را نصرت كند ناصر باشد ، بالجملة : در اينجا سؤالي است كه در اخبار هم تعرض أو شده وتقرير أو چنان است كه ما خون خواهى سيد الشهداء را از كه مىكنيم وكشتن ذريه قتله أو به چه وجه جائز است ، با اينكه در نص صريح كتاب است " ولاتزروا ازرة وزر أخرى " [ 164 الانعمام 6 ] . وجواب آنست كه به حكم عقل صريح ونقل صحيح رضاى به كارى جماعتى موجب شركت ودخول در آن جماعت است ، وذرية قتله چون راضى به أفاعيل قبيح آن طايفه بودند ، وافتخار ومباهات به آن شنايع مىنمودند ، ومىگويند ما كشتيم ، وپدران ما كشتند ، - چنانچه در شعر أموي سابقا نظير أو را شنيدى ( 1 ) مستحق قتل مىشوند ، واين جواب در اخبار وارد شده است ، چنانچه خبر مفصلى در اين باب در ( عيون أخبار الرضا ) است ، ودر جلد عاشر ( بحار ) ( 2 ) نيز آن خبر نقل شده هر كه بخواهد به آن تفصيل رجول كند ، وممكن است ، بلكه در بعض اخبار شاهد دارد كه در ظهور موفور السرور امام غايب - يسر الله بفرجه الرغايب - اعاده واحياء أموات قتله شود ، وقصاص خون به نا حق كشتگان بفرمايد

--> ( 1 ) ذيل لعن الله بنى أمية قاطبة . ( 2 ) عيون الأخبار 1 / 273 ، علل الشرايع 1 / 219 ، بحار الأنوار : 45 / 295 .