الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني
28
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )
عنصريه است اگر چند خلو از مادة يكسره نباشد ، بلكه مادة رقيقه لطيفه كه موجب تحولات عرضيه است به حكم تلازم هيولاى وصورت باوى باشد ، چنانچه سابقا اشاره كرديم ، واين عالم آخرت است كه عيش پاينده وزندگانى جاويدان است " وان الدار الآخرة لهى الحيوان " [ 64 العنكبوت 29 ] هذا محصل ما قالوا والعهدة عليهم . تنبيه در تفسير فخر رازي مذكور است كه وجيه كسى است كه معروف به خير باشد ، وهر كس اگر چه معروف است نزد خداى وليكن معرفت مجرده كافى در وجاهت نيست ، چه اگر كسى ديگرى را به خدمت يا اجرت بشناسد نمىگويند وجيه است ، بلكه وجيه آنست كه خصال حميده داشته باشد كه بواسطة أو در معرض شناختن ونشناختن در آيد ، وقابليت اين مقام داشته باشد ، ومحصل نظر فخر رازي بر آنست كه وجاهت را به معروفيت تفسير كند ، ووجهي براي اين تفسير نيافتم ودر ساير كتب هم معلوم نيست موافقى داشته باشد ، وقواعد لغت هم مقتضى اين نيست واگر نه چنان بود نقض بخادم وأجير كه معروفند موقعى نداشت ، بالجملة آنچه لازم است كه در اين مقام دانسته شود آنست كه وجاهت نزد خداى در دنيا بچه حاصل شود به حكم كريمه " ان أكرمكم عند الله اتقيكم " [ 13 الحجرات 49 ] كرامت ووجاهت در نزد خداى تعالى منوط به تقوى است ، وتقوى سه مرتبه دارد : أول تقوى در عقايد است كه به معنى استقامت دين واحكام ايمان است . ديگر تقواى در اعمال است كه عبارت از ورع از محارم وتجنب از مأثم وملازمت واجبات ومواظبت طاعات باشد ، واين مرتبه را ، بعد از مرتبه ثانيه بايد تحصيل كرد . وديگر تقواى در اخلاق وملكات است ، كه آدمي در مصحف قلب خود نظر كند اگر صفت رذيلة بيند كه به منزله آية عذاب است گريه كند وفزع كند