الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني

26

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )

- كه مرتكب همه نوع قبايح مىشدند - نيستند ، وصادقين عليهما السلام در عربيت كمتر از جرير واخطل وفرزدق نيستند . خصوصا در اين زيارة شريفه كه دانستى حديث قدسي است ، ومثل قرآن وحديث نبوي حجت است ، واز اينجا معلوم مىشود كه مناقشه شيخ اجل أبو الفتح كراچكى در جر آل در ادعيه صحيفة والتزام به نصب به عطف بر محل چنانچه در حاشية سيد محقق داماد قدس سره از أو نقل شده از اقتصار بر تقليد بعض قشريين نحاة وصحفيين علماء عربيت است ، با اينكه قرائت حمزه در كريمه " تساءلون به والأرحام " [ 1 - النساء - 4 ] شاهد دعوى است ، وتغليط صاحب ( كشاف ) غلط وبي مبنى است ، وتحقيق اين باب مناسب اين كتاب نيست . " اللهم اجعلني عندك وجيها بالحسين عليه السلام في الدنيا والآخرة " ج - بارالها بگردان مرا نزد خودت عزيز ومحترم بواسطة حسين عليه السلام در دنيا وآخرت . ش - جعل بر دو قسم است : يكى بسيط كه به معنى انشاء نفس ذات شئ است ، واين جعل بر قانون عربيت حاجت به يك مفعول بيشتر ندارد ، وديگرى جعل مركب است كه به معنى ايجاد حاجت به يك مفعول بيشتر ندارد ، وديگرى جعل مركب است كه به معنى ايجاد وصفى در امر ثالثى است ، وأو محتاج به دو مفعول است ، ودر اين عبارت شريفه لفظ جعل از قسم ثاني است ، چنانچه واضح است . وجيه : مأخوذ از وجه است كه به معنى جاه است ، چنانچه در عبارت ( بخارى ) كه سابقا ترجمه أو را شنيدى واقع است " وكان لعلى وجه حيوة فاطمه " ( 1 ) . دنيا - تأنيث است ، ومعتمد بر موصوف محذوف است كه " نشأة " يا

--> ( 1 ) گذشت ذيل " أسست أساس الظلم " مسألة دوم .