الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني
126
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )
مغرب متوجه مىشود ، وضوء كاذيى كه شبيه بذنب السرحان است در أفق نمودار مىشود اندك اندك فزونى مىيايد ورفته رفته سرايت مىكند كه صبح صادق كه فجر مستطير وفجر متعرض عبارت از أو ست هويدا مىشود وسرخى به حكم غلبه اختلاط نور با ظلمت بالطبيعة در أفق حادث مىشود وآهسته أهسته زيادت مىكند تا آنگاه كه آفتاب طلوع كند وحال در غروب به عكس اين است كه ولا حمرت ظاهر مىشود به جهت قرب آفتاب به مغرب وميل ظل ارض به جانب مشرق آنگاه هر چه دور تر مىشود سرخى به نقصان مىشود تا خطى دقيق از بياض كه موازى ذنب السرحان است در طرف صبح حادث مىشود ، ومنتفى مىگردد وغسق وظلمت قاهر بر نور مىگردد ودلالت كرده تجربه صحيحه كه مبدء حدوث اين حمرت كه أول فجر صادق است وقتي است كه انحطاط شمس از أفق به هيجده درجه باشد . وهم تجنين در غايت شفق انحطاط أو از أفق يح خواهد بود چنانچه مفصلا در كتب هيئت مذكور است ، واين بي بضاعت در منظومه - ميزان الفلك ) اشاره به أو كرده أم واين دو بيت از آن منظومه ذكر مىشود : والحتال في الغروب تحت الأفق * * بعكسه فالصبح عكس الشفق فيطلع الحمرة فيه أولا * * ثم معارض البياض يجتلى ثم بياض استطال واستدق * * فينتفى طرا ويقهر الغسق ودلت التجربة الصحيحة * * ان انحطاط الشمس في الصبيحة في الابتداء عند فجز قد صدق * * يح وكذاك عند غاية الشفق وجواب از اين اشگال اگر چه نديده أم كسى متعرض جوابش شده باشد ، أولا اين است كه قواعد هيئت منتهى بضروبات وبراهين مسلمه نيست بلكه غالب