الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني
124
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )
شد وآفاق آسمان سرخ شد تا شش ماه وبعد از آن اين حمره مستمره مرئى شد وقبل از وديدار نمىشد ، وگفته شده كه حجري در بيت المقدس آن روز رفع نشد مگر اينكه دم عبيط در زير أو ديده شد ، وورسى كه در عسگر ايشان بود خاكستر شد وناقة اى از عسگر ايشان نحر كردند در گوشت أو ماننده آتش ديدند وأو را طبخ كردند وماننده صبر تلخ بود ( 1 ) . واز أبو نعيم در ( دلائل ) حديث أم سلمة وسماع نوحه جن را روايت كرده وهم از ( امالى ) ثعلب نقل حديث كرده كه أبو خباب كلبى گفته آمدم در كربلا ومردى را از اشراف عرب گفتم خبر ده مرا از آنچه به من رسيده كه شما نوحه جنيان را مىشنويد ، گفت هيچ كس را نمى بيني مگر اينكه به تو خبر مىدهد كه سماع نوحه جنيان كرده ، گفتم تو از آنچه شنيده اى با من بگوى ، گفت شنيدم اين شعر مىخواندند " مسح النبي جبينه . . . إلى اخره " . وهم سيوطى در ( عقود الجمان ) در صنعت أسلوب حكيم گفته كه علماى هيئت گمان كردند آفتاب منكسف نمىشود مگر در بيست وهشتم يا بيست ونهم با اينكه در روز وفات رسول خداى كه دهم ربيع الأول بود - يعنى به اعتقاد سنيان - منكسف شد بروايت زبير بن به كار ، ودر روز قتل حسين كه دهم محرم بود نيز منكسف شد ، چنانچه در تواريخ مشهور است . ودر ( شرح همزيه ) ابن حجر است از جمله آيات ظاهره در روز قتل آن مظلوم آن بود كه آسمان خون باريد ، واوانى به خون آكنده گشت وهوا چندان سياه شد كه ستارگان ديدار شدند ، وتاريكى چنان شدت كرد كه مردم را گمان اين شد كه مگر قيامت قيام كرد ، وستارهگان با يكديگر بر خوردند ومختلط شدند ، وهيچ سنگى برداشته نشد مگر اينكه از زيرا وخون تازه جوشيدن گرفت
--> 1 ) تاريخ الخلفاء 80 ط الميمنة بمصر .