الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني
109
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )
واز ( تفسير ثعلبى ) نقل شده قال : مطرنا دما بأيام قتل الحسين ( ع ) ( 1 ) . وأحمد بن عبد ربه قرطبى اندلسى در كتاب ( عقد ) به سند متصل متعدد از محمد بن شهاب زهرى معروف روايت مىكند با قتيبة متوجه مصيصيه شديم وبر عبد الملك مروان وفود كرديم وأو در ايوانى نشسته بود ودو سماط از خلق بر در إيوان ايستاده بودند ، وى را عادت چنان بود اگر حاجتي دست مىداد هر كس نزديك أو بود به هم دوش خود مىگفت مترتبا تا بدر إيوان مىرسيد ، وهر كس را رخصت تمشى بين سماطين نبود ، زهرى مىگويد من وقتيبة آمديم وبر در إيوان ايستاديم ، عبد الملك از آنكه بر يمين أو ايستاده بود پرسش كرد كه مگر شنيهد باشيد در بيت المقدس چه واقع شد در شب قتل حسين بن علي عليهما السلام پس هر كس از صاحب خود سؤال كرد تا به در إيوان رسيد ، وهيچ كس جوابي رد نكرد من گفتم نزد من در اين امر عملي است ، پس هر كس بافراتر از خود جواب ادا كرد تا به عبد الملك رسيد ، آنگاه مرا خواند ومن در بين سماطين راه رفتم چون به عبد الملك رسيد سلام گفتم ، از من پرسيد تو كيستى ؟ گفتم : من محمد ابن مسلم بن عبد الله بن شهاب زهرى هستم مرا به نسب به شناخت ، وعبد الملك بسيار طالب حديث بود ، پس با من گفت چه واقع شد در بيت المقدس روزى كه حسين ( ع ) كشته شد ؟ - ودر روايت كه سندش را ابن عبد ربه ذكر كرده چنين گفت در شبى كه در صبح گاه أو حسين كشته شد - زهرى گويد گفتم بلى مىدانم ، وگفتم خبر داد مرا فلان راوي - مىگويد زهرى اسم نبرد از راوي - كه برداشته نشد در صبحگاه آن شب كه علي بن أبي طالب وحسين بن علي عليهم السلام كشته شدند سنگى از بيت المقدس مگر اينكه زير أو خون تازه يافتند ، عبد الملك گفت راست گفتى خبر داد مرا آنكه تو را خبر داد ، وهمانا من وتو در اين حديث
--> ( 1 ) بحار الأنوار : 45 / 217 .