الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني
105
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )
وآسمان ، ومىگريد بر أو آفتاب وماه وستارگان وآسمان وزمين ومؤمنين انس وجن وتمامت ملائكة آسمان وزمين ورضوان ومالك وحاملان عرش الهى وآسمان خون وخاكستر مىبارد . . . ( 1 ) . تا آخر حديث كه انشاء الله بعد از اين در محل خود نقل خواهد شد . هشتم - در كتاب مذكور است وسند به يگتن از أهل بيت المقدس مىرساند كه گفت سوگند به خداى كه ما أهل بيت المقدس شب قتل حسين را شناختيم بر نداشتيم از زمين سنگى يا كلوخى يا صخره اى مگر اينكه زير أو خون ديديم كه در غليان است ، وديوارها مانند علقه سرخ شد ، وتا سه روز خون تازه از آسمان باريد ، وشنيديم كه منادى ندا مىكرد در جوف ليل : اترجو أمة قتلت حسينا * شفاعة جده يوم الحساب معاذ الله لانلتم يقينا شفاعة احمد وأبى ترابى قتلتم خير من ركب المطايا * وخير الشيب طرا والشباب وتا سه روز آفتاب منكسف بود ، آنگاه باز شد وستارگان مشتبك ودر هم آميخته شدند ( 2 ) . . . نهم - هم در ( كامل الزيارة ) بسند معتمد از حضرت صادق ( ع ) حديث مىكند كه هشام كسى به طلب پدرم فرستاد ، وگسيل شام كرد چون به روى در آمد عرض كرد يا أبا جعفر تو را آورديم تا پرسش كنيم از مسألهاى كه صلاحيت سؤال أو را از تو غير من ندارم ، ونمىدانم در روى زمين خلقي را كه سزاوار باشد كه بداند يا دانسته باشد اين مسألة را اگر كسى باشد كه بداند جز يك نفر ، پس هشام
--> ( 1 ) علل الشرايع : 1 / 217 أمالي الصدوق مجلس 27 تحت رقم 1 ، بحار الأنوار : 45 / 202 . ( 2 ) كامل الزيارات ص 77 ، بحار الأنوار : 45 / 204 رقم 6 .