الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني
100
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )
جملگى اجزاء عالم در جهان * با تو مىگويند پيدا ونهان ما سميعيم وبصيريم وخوشيم * با شما نا محرمان ما خامشيم وفي نظير ذلك أقول عن لسان قوم مشيرا إلى برهانه : عشق الله ذاته فتجلى * عشقه في مظاهر الأشياء ليس حاس كأس الهوية الا * وهو يحسو سلافة الأهواء كلما في الوجود قد نال حظا * ونصيبا من هذه الصهباء واختلاف الهيوليات دليل * لاختلاف الحظوظ والانصباء ( 1 ) بالجملة چون ان مقدمه في الجملة در ذهن متقرر شد وجاى گير افتاد ، مىگوئيم اخبار كثيره دلالت دارد بر اينكه كليه موجودات بر مصيبت جان گذار اين امام مظلوم متألم شدند ، وهر يك بر وضع مترقب از خود گريه كردند وانقلابات كليه در اجزاء عالم امكان دست داد بواسطة ارتباط واقعي ومناسب حقيقي كه عبارت از تلقى فيض الهى است به توسط آن وجود مقدس واستمداد از بكرات آن ذات همايون در نيل ترقيات مترقبه هر يك در كمال طبيعي خود كه با آن جناب دارند وأو بر وجهي نمودار شد كه پرده بر روى كار نتوان كشيد ، دوست ودشمن ومؤمن وبر همن همه شهادت دادن ، ومشاهده كردند ، وچون استيفاى جمله اين اخبار مستدعى وضع كتابي است مستقل لهذا اين بي بضاعت در دو فصل از هر قسم طرفه واز هر نوع شمهاى ثبت مىدارد : فصل أول در ذكر بعض اخبار وارده از أهل بيت أطهار كه مفيد عموم مصاب آن جناب است بعضي بنفسه وبعضي به انضمام اخبار ديگر ، ودر اين جا بر چند خبر
--> ( 1 ) ديوان المؤلف ص 12 .