الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني

65

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )

كه مىتوان دعوى قطع در روايت هر يك كرد ، ومحمد بن إسماعيل خود از اجله ثقات است ، وشيعه بر جلالت قدر وعظمت شأن أو متفق اند ، والبتة نقل چون اوئى از كسى دليل اعتماد است . از صالح كه مروى عنه أو است ، وصالح بن عقبه - بضم عين وسكون قاف - ابن قيس بن سمعان - بفتح سين مهملة - نجاشي در رجال خود وى را ذكر كرده وگفته : " قيل : انه روى عن أبي عبد الله عليه السلام " وذكر نجاشي چنانچه در محل خودش تحقيق كرده أيم دليل اماميت است ، چه اين كتاب را در تعداد أسماء مصنفين شيعه نوشته ، وهم ملتزم شده كه هر كه قدحى داشته باشد خواه در ترجمه خودش وخواه در جاى ديگر متعرض شود ، وچون متعرض نشده معلوم مىشود كه أو سالم از مذمت بوده ، واين نوع مدحي براي أو خواهد بود . واز اين جهت شيخ فاضل تقى الدين حسن بن داود رحمه الله در بسيارى از جاها كه چنين است نسبت مدح به نجاشي مىدهد ، وبي خبران اعتراض مىكنند كه در كلام أو چنين چيزى نيست ، وتفاصيل اين مطالب را صنا ديد صناعت در محل خود نوشته‌اند ، واين بي بضاعت در حاشية رجال نجاشي مواضع اين استفادات را به إشارات وافيه بيان اجمالي كرده أم . وشيخ در ( فهرست ) أو را ذكر كرده وگفته : " له كتاب " واين خود نيز شهادت بر استقامت مذهب است ، چه شيخ نيز ملتزم به ذكر علماى اماميه است مگر آنجاها كه تصريح به خلاف كند ، واثبات كتاب نيز خالى از مدحي نيست ، وعلامه در حق أو فرموده : " كذب غال لا يلتفت اليه " ومحققين اين فن مثل محقق مجلسي أول ، وأستاذ أعظم چنين استفاده كرده اند كه اين قدح از ابن غضايرى است ، چه غالب در حال ( خلاصه ) اينست كه در جرح وتعديل متابعت