محمد أميني نجفى
99
سيرى در الغدير ( فارسي )
مناسب نيست " . عجلونى نيز در كشف الخفاء اين حديث را ضعيف دانسته ومىگويد أكثر ألفاظ آن سخيف وقبيح است " . ( 7 ) ما طي معرفى مجلدات بعدى از علم وسيره أبو بكر وعثمان ومعاوية سخن خواهيم گفت ، ولى از آن جائى كه درباره اعلميت عمر جعليات زياد است شايسته است در اينجا به وضعيت علمي عمر بن خطاب اشاره اى داشته باشيم . حديث سازان حديثي با اين عبارت جعل كردهاند كه پيامبر ( ص ) فرموده : " لو وضع علم عمر في كفة وعلم أهل الأرض في كفة لرحج علم عمر " ( اگر علم عمر در يك كفه [ ترازو ] قرار گيرد وعلم تمامى مردم روى زمين در كفه ديگر ، علم عمر سنگينتر خواهد بود ) . بطور كلى جعل اعلميت عمر بن خطاب ( ويا أبو بكر ) جهت توجيه غصب خلافت آنها صورت گرفت است ، چرا كه تقديم مفضول بر أفضل عقلا قبيح است ومعقول نيست خليفه رسول خدا ( ص ) اعلم نباشد . ابن حزم در كتاب الفصل كساني را كه قائل به اعلميت علي ( ع ) هستند دروغگو خوانده ومىگويد : " علمي كه عمر بن خطاب داشت چندين برابر علم على بود . . . ولذا قول اين جاهلان وقيح ( كه قائل به اعلميت على مىباشد ) باطل است وكسى كه در اين مسألة با ما مخالفت كند يا جاهل است يا بىحيائى است كه دروغگويى وجهلش آشكار مىباشد " . ( 8 ) همچنين قبيصة بن جابر مىگويد : " من در دين خدا فقيهى مانند عمر نديده أم " . ( 9 ) از متأخرين نيز موسى جار الله در " الوشيعه " مىگويد : " همه متفقند كه عمر أفقه واعلم صحابه زمانش بوده ، ودر سنت پيامبر وقرآن كريم از همه فقها داناتر است . عمر بن خطاب در تمام عمرش در كليه أمور به قرآن وسنت عمل مىكرد وأو بود كه سنت پيامبر را مىدانست ومعاني قرآن را مىفهميد " . ( 10 )
--> ( 7 ) كشف الخفاء ج 1 / 204 . ( 8 ) الفصل ج 4 / 138 . ( 9 ) تاريخ ابن عساكر ج 5 / 414 . ( 10 ) الوشيعه صفحه ن ط .