محمد أميني نجفى
63
سيرى در الغدير ( فارسي )
3 - افترائات شهرستانى در " الملل والنحل " كسى كه درباره مذاهب مىنويسد ، بيش از هر كس ديگر بايد مراقب باشد كه مطالب نادرست وخلاف واقع در نوشتههايش راه نيابد ، چرا كه با نوشتن يك سخن عارى از حقيقت ، آبروى ملتى بىگناه را مىتوان بر باد داد . شهرستانى نه تنها به اين وظيفة بي توجه است بلكه در نوشتههاى خود دقيقا رفتارى ضد اين رويه را دارد . نمونههايى از امانتدارى شهرستانى را در ذيل مىخوانيم ! شهرستانى مىگويد : 1 - " متكلم شيعي ، هشام بن حكم مىگويد : على خدايى است واجب الاطاعه " . 2 - " هشام بن سالم ( شيعي ) مىگويد : خدا به صورت انساني است كه قسمت بالايش تو خالى ومجوف ، وقسمت پائينش تو پر است . . . خدا داراى حواس پنجگانه است ودست وپا وگوش وچشم ودهان دارد " . 3 - زرارة بن أعين ( شيعي ) مىگويد : خداوند قبل از خلق صفات نه عالم بوده ونه قادر ، نه حي بوده ونه بصير ، نه مريد بوده ونه متكلم " . 4 - " أبو جعفر محمد بن نعمان ( شيعي ) مىگويد : خدا نوري است به شكل انسان اما جسم نيست " . 5 - " يونس بن عبد الرحمن قمى ( شيعي ) فرشتگان را حامل عرش وعرش را حامل پروردگار مىداند " . ( 25 ) . . . . اعتقادات شيعه در كتب آنها درج است واين سؤال مطرح است كه چرا شهرستانى اين أقوال را به يكى از اين كتابها ارجاع نمىدهد . كار سترگ علمي شهرستانى در اين خلاصه مىشود كه دروغى را بسازد ، سپس به فردى از جمله متكلمين شيعي نسبت بدهد ، وعاقبت مانند يك دلقك ، فرقه هشاميه وزراريه ويونسيه وغيره بسازد . اين فرقهها تا زمان شهرستانى كجا بودند ؟ ! هشام بن حكم تقريبا در سال 190 هجرى وفات يافته وشهرستانى كتاب " الملل والنحل " خود را بعد از سال 500 هجرى
--> ( 25 ) الملل والنحل ج 2 / 185 - 188 .