محمد أميني نجفى

45

سيرى در الغدير ( فارسي )

حقايقى اشاره شده است كه هر مسلمان آزاده وبا شرافتى از خواندن آن متأثر مىگردد . مضمون ترجمه برخى از ابيات قصيدة جلجليه از اين قرار است : عمروعاص مىگويد : " اى معاوية ، قضايا را فراموش مكن . . . اين من بودم كه به مردم گفتم نمازشان بدون وجود تو قبول نيست . . . اين من بودم كه آنها را برانگيختم تا با سيد أوصياء علي ( ع ) به بهانه خونخواهى آن مرد أحمق [ = عثمان ] جنگ كنند . . . واين من بودم كه به لشكريانت ياد دادم كه هر گاه ديديد علي ( ع ) چون شير براي كشتن شما به سويتان مىآيد شلوارتان را در بياوريد وپشت به أو كنيد تا أو از شرم از كشتن شما منصرف شود . . . اى معاوية ، مگر گفت وگوى من وأبو موسى اشعرى را فراموش كرده اى ؟ . . . مگر يادت رفته كه در آن روز چطور جامه خلافت را از قامت علي ( ع ) در آوردم ، بقدرى راحت اين كار را كردم كه انگار دمپايى از پاى در مىآورم . . . ومگر يادت رفته كه جامه خلافت را - مانند انگشترى كه به انگشت مىكنند - بر تو پوشانيدم . . . اى معاوية اين من بودم كه تو را بدون جنگ ودعوا بر فراز منبر نشاندم ، گر چه به خدا لياقت آن را نداشتى وندارى . . . اين من بودم كه تو را در شرق وغرب پرآوازه نموده . . . اگر من نبودم ، تو مانند زنها در خانه نشسته بودى وبيرون نمىآمدى . . . . اى پسر هند ، ما - از روى ناداني - تو را عليه على يارى نموديم وعلى كسى بود كه خدا از أو به عنوان نبأ عظيم ياد نموده است . . . وقتي تو را بر سر مسلمين بالا برديم به أسفل سافلين فرو افتاديم . . . اى معاوية ، يادت هست كه چقدر پيامبر مصطفى درباره على وصيت مىكرد ، يادت هست كه پيامبر در غدير خم بر منبر رفت ودر حالي كه دست على در دست أو بود به امر خداوند گفت : " اى مردم ، آيا من بر شما از خودتان سزاوارتر نيستم [ آيا من بر شما ولايت ندارم ؟ ] " . همه گفتند : " تو بر ما ولايت دارى " . آنگاه پيامبر گفت : " پس هر كسى كه من مولا وولى أو هستم ، على نيز ولى اوست " . يادت مىآيد پيامبر در آن روز دعا كرد كه " خدايا ، علي ( ع ) برادر پيامبر وفرستاده توست ، پس دوست أو را دوست بدار ودشمنش را دشمن باش " . . . در آن روز وقتي أستاذ تو [ أبو بكر ] ديد ديگر گردنبند خلافت على پاره شدني نيست ، آمد وبه على تبريك گفت . . . اى معاوية ما جايمان در آتش ، در درك أسفل جهنم خواهد بود . . . ودر فرداى قيامت - كه روز شرمندگى ماست - خون عثمان ما را نجات نخواهد داد . . .