محمد أميني نجفى

102

سيرى در الغدير ( فارسي )

كلمه ابا ( = چراگاه ) مىدانيم . بعد ( با عصبانيت ) عصاي خود را از فراز منبر پرت كرد وگفت : به خدا قسم اين ( كلمه ) مشكل است ، مگر چه مىشود كه معنى " أبا " را هم ندانيم . سپس گفت : اى مردم ! آنچه را كه از قرآن براي شما معلوم است به آن عمل كنيد ، وآنچه را كه نفهميديد ( به حال خود ) رها سازيد " . ( 26 ) 6 - " مردى را به جرم دزدى نزد عمر آوردند . سارق قبلا دستها ويكى از پاهايش قطع شده بود . عمر دستور داد كه پاى ديگر آن مرد را نيز قطع كنند . علي عليه السلام گفت : خدا مىفرمايد : " إنما جزاء الذين يحاربون الله ورسوله . . . " [ = اين فقط جزاى كساني كه با خدا ورسول أو جنگ مىكنند . . . ] ، ( 27 ) اين مرد دستها ويكى از پاهايش قطع شده وسزاوار نيست كه پاى ديگرش را قطع كنى چون در اين صورت ديگر نمىتواند به پا خيزد ، يا تعزيرش كن يا أو را به زندان بيفكن . عمر نيز وى را به زندان انداخت " . ( 28 ) 7 - " شبى عمر در كوچه ها مشغول تجسس از كارهاى مردم بود كه صدايى از خانه‌اى شنيد . از ديوار خانه بالا رفت وديد مردى با زنى نشسته ودر حال شراب خوردن است . عمر گفت : اى دشمن خدا فكر كردى اگر معصيت كنى خدا معصيت تو را مىپوشاند . آن مرد گفت : اى أمير المؤمنين ( در مجازات من ) عجله نكن ، اگر من يك خطا كردم تو سه خطا كردى ، خدا در قرآن مىفرمايد : " ولا تجسسوا " [ = تجسس نكنيد ] ( 29 ) وتو تجسس كردى ، خدا مىفرمايد : " وأتو البيوت من أبوابها " [ = از در منازل وارد خانه ها بشويد ] ( 30 ) وتو از ديوار آمدى ، خداوند مىفرمايد : " إذا دخلتم بيوتا فسلموا " [ = هنگامى كه داخل خانه‌اى مىشويد سلام كنيد ] ( 31 ) وتو سلام نكردى . عمر وقتي اين جواب را شنيد از

--> ( 26 ) فتح الباري ج 13 / 230 ، الدر المنثور ج 6 / 317 ، تفسير أبى السعود ج 1 / 476 همچنين مراجعه بفرماييد به شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد ج 3 / 101 ط قديم [ = ج 12 / 33 ط جديد ] . ( 27 ) سوره المائدة 33 . ( 28 ) سنن بيهقى ج 8 / 274 ، كنز العمال ج 3 / 118 . ( 29 ) سوره الحجرات 12 . ( 30 ) سوره البقرة 189 . ( 31 ) سوره النور 61 .