السيد محمدمهدي بحر العلوم

53

رسالهء سير وسلوك ( تحفة الملوك ) ( فارسي )

است سُبْحانَ الله عَمّا يَصِفُونَ إلا عِبادَ الله الْمُخْلَصينَ 37 : 159 - 160 ( سورهء صافّات آيهء 160 ) يعنى ايشان مىتوانند ثناى الهى به آنچه سزاوار بارگاه اوست به جا آورند و صفاى كبريائى را بشناسند ، و اين غايت مرتبهء مخلوق است و نهايت منصب ممكن . [ 23 ] و تا ينابيع حكمت به أمر خداوند بى ضنّت از زمين دل ظاهر نشود ، بنده اين جرعه را نتواند كشيد و تا طىّ مراتب عالم ممكنات را نكند و ديده در مملكت وجوب و لا هوت نگشايد به اين مرتبه نتواند رسيد . آرى تا كشور امكان را در نبرّد ، پا در بساط عند ربّهم نتواند گذاشت و لباس حيات ابديّه نتواند پوشيد و حال آنكه بندگان مخلصين را عطاى حيات ابديّه ثابت و در نزد پروردگار خود حاضرند وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ الله أمْواتا بَلْ أحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ 3 : 169 ( سورهء آل عمران آيهء 169 ) و رزق ايشان همان رزق معلوم است كه در حقّ مخلصين فرموده : اوُلئكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ 37 : 41 [ 24 ] ( سورهء صافّات آيهء 41 ) و قتل

--> [ 23 ] - بدانكه مصنّف ( ره ) مقصود را عالم ظهور ينابيع الحكمة كه همان بقاء بالله است قرار داده ، و سير اربعين را براى وصول به اين مقصود در عالم خلوص معيّن فرموده است . پس سالك بايد در عالم خلوص كه مقام مخلصين است وارد شود و سه منصب و الا را كه معيّن فرموده به دست آورده ، پس مدّت يك اربعين در اين عالم سير كند تا به مقام ظهور ينابيع و بقاء بالله برسد . و لذا چون دخول در عالم خلوص همان دخول در عالم وجوب و لاهوت است بنابر اين ورود در اين عالم را غايت مرتبهء مخلوق و نهايت منصب ممكن تعبير فرموده ، گرچه از اين منصب تا مرتبهء كمال كه عالم بقاء و ظهور باشد يك اربعين مسافت است ، و لذا ورود در عالم خلوص را عالم ظهور ينابيع حكمت بر لسان تعبير نفرموده ، بلكه در عالم خلوص ، ظهور ينابيع در زمين دل است فقط ، و بعد از طى اربعين و به فعليّت آوردن همهء مراتب استعدادات خلوص از دل بر زبان جارى مىشود . [ 24 ] - صفت معلوم كه در اينجا براى رزق آورده شده است به معنى مشخّص و مقدّر نيست در مقابل غير مقدّر و خارج از حدّ و حصر ، بلكه براى اهميّت اين رزق و بيان عظمت آن آورده شده است در مقابل غير معلوم به معناى ناچيز و غير مهم .