جمع الشيخ جواد القيومي
320
صحيفة الزهراء ( ع ) ( فارسي )
گوهرى سنگين بهااز ابر گوهر بار ريخت كز غم جانسوز أو خون از در وديوار ريخت تا ز گلزار حقايق نوگلى بر باد رفت يك چمن صرصر بيداد ز آن گلزار ريخت غنچه نشكفته اى از لاله زار معرفت از فراز شاخسارى از جفاى خار ريخت اختر فرخ فرى افتاد از برج شرف كاسمان خوناب غم از ديده خونبار ريخت * * * طوطى اى زين خاكدان پرواز كرد وخاك غم بر سراسر طوطيان عالم اسرار ريخت بسملى در خون تپيد از جور جبار عنيديا كه عنقاء أزل خون دل از منقار ريخت زهره زهرا چه از آسيب پهلو در گذشت چشمه هاي خون ز چشم ثابت وسيار ريخت مهبط روح الأمين تا پايمال ديو شدشورشى سرزد كه سقف گنبد دوار ريخت از هجوم عام بر ناموس خاص لا يزال عقل حيران ، طبع سرگردان ، زبان لآل است لآل نور حق در ظلمت شب رفت در خاك اى دريغ با دلى از خون لبالب رفت در خاك اى دريغ