جمع الشيخ جواد القيومي

30

صحيفة الرضا ( ع ) ( فارسي )

تا إيران وروم ، به زبان تازى ، كه زبان اسلامى بود ترجمه شود ، علماى اسلام كه فروغ انديشه خود را از مشعل قرآن گرفته بودند دانشهاى ديگران را مورد نقد وبررسى قرار دادند وابتكارات وابداعات جديد وفراوانى بر آن افزودند . ترجمه آثار علمي ديگران از أواخر زمان امويان ( كه خود از علم واسلام بيگانه بودند ) شروع شد ، ودر عصر عباسيان مخصوصا زمان هارون ومأمون به أوج خود رسيد ، همان گونه كه در اين زمان وسعت كشور اسلامى به بالاترين حد خود در طول تاريخ ارتقاء يافت . بديهي است كه اين حركت علمي نتيجة مستقيم تعليمات اسلام در زمينه علم بود كه براي علم ودانش سرزمينى را قائل نبود ، ومسلمانان را براي يافتن آن به دور افتاده ترين نقاط جهان يعنى چين ، وبه پرداختن هرگونه بها حتى خون قلب وا مىداشت . مأمون چند تن از دانشمندان را مأمور كرد تا كتابهاى ارزشمند روم را آورده ، دستور ترجمه آنها را داد ودر اين راه بسيار تلاش مىكرد . قصد مأمون از اين أمور را مىتوان بطور خلاصه در چند امر دانست : خود را طرفدار علم جلوه دهد ، براي مردم در مقابل مشكلات اجتماعي وخفقان سياسي سرگرمى درست كند ، با جلب آنان پايه هاى حكومتش را تقويت كند ، با اين راه دكانى در برابر أهل بيت ايجاد نمايد . آنچه مايه نگرانى بود اين بود كه بين اين گروه دانشمندان ومترجمان ، همه در كار خود حسن نيت نداشتند ، وگروهى سعى داشتند از اين بازار داغ انتقال علوم بيگانه ، براي نشر عقائد فاسد ومسموم خود فرصتى بدست آورند ، از اينرو أفكار انحرافى وعقائد خرافي به سرعت در ميان مردم انتشار يافت ، چرا كه هيئت علمي نيرومندى براي نقد وبررسى آنها وجود نداشت .