جمع الشيخ جواد القيومي

17

صحيفة الرضا ( ع ) ( فارسي )

2 - موضع اعراب در برابر مأمون : اعراب نيز به خلافت مأمون در نمىدادند ، وعلت آن همان امرى است كه در بحث گذشته گفتيم ، چرا كه مادرش ، مربيش ، متصدى امورش همه غير عرب بودند ، واز آن روز كه اينان متصدى أمور شده بودند عرب از گوسفند خوارتر واز حيوان هم كوچكتر شده بود ، سروري عرب بدست ايرانيان از ميان رفت ، وآنان كه روزى صاحب همه گونه نفوذ وقدرت بودند اكنون در چنگال ديگران زجر مىكشيدند . از اينرو طبيعي بود كه اعراب نسبت به ايرانيان وهر كه به نحوى با آنان در ارتباط است ، كينه ورزند . 3 - كشتن امين ومخدوش شدن مأمون : كشتن امين به ظاهر يك پيروزى نظامى براي مأمون بشمار مىرفت ، ولى در واقع عكس العمل هاى منفى بر ضد مأمون ونقشه هايش بدنبال داشت ، بويژه با آنچه مأمون براي تشفى خاطر خود بعد از مرگ أو اعمال كرد ، مثلا به كسى كه سر امين را آورد پس از سجده شكر يك ميليون بخشيد ، واين كه سر امين را در تخته چوبى نهاد ودر بارگاهش نصب كرد ، سپس دستور داد كه آن را در خراسان بگردانند . اين أمور اعتماد مردم را نسبت به مأمون متزلزل نمود ونفرت ايشان - چه عرب وچه ديگران - را برانگيخت ، علاوة بر اين خراسانيان كه مأمون را به حكومت رسانده بودند اكنون از أو برگشته ، ودر شرف تكوين خطرى بر ضد أو قرار گرفته داشتند ، در اين ميان علويان از فرصت بر خورد ميان مأمون وبرادرش به نفع خود بهره بردارى كردند ، ودر گوشه وكنار كشور به شورش برخاستند .