جمع الشيخ جواد القيومي

24

صحيفة الحسين ( ع ) ( فارسي )

مسلط كند تا ايشان را بدانچه شايسته آنند دچار گرداند . بگذريم ، كوفيان در خواب غفلت بودند كه چه كردند ، حضرت زينب آن شير زن ميدان كربلا ، آن زاده على مرتضى ، ودختر بزرگ فاطمه زهرا ، سألها در اين شهر با حشمت وجلال زندگى كرده بود ، همه أو را به عنوان دختر رهبر خود مى شناختند وقداست أو را به خاطر داشتند ، اكنون أو را همراه خيل أسيران ، اسيرانى كه عنوان خارجي داشتند ، مى ديدند . حضرت زينب كه از گذشته وحال اين مردمان خبر داشت موقع را غنيمت شمرد وبه ايراد سخن پرداخت ، مردم گوئى صداى آشنائى را مى شنيدند ، حنجره حنجره على ، وصدا صداى على بود ، راستى اين على است كه با ايشان سخن مى گفت ، آرى اين گونه بود چرا كه أو از زبان على ( عليه السلام ) واز غصه هاي درونى أو سخن مى گفت : " مردم كوفه ، مردم مكار خيانت كار ، هرگز ديده هايتان از أشك تهى مباد ، هرگز ناله هاتان از سينه بريده نگردد ، شما همانند زنى هستيد كه چون آنچه داشت مىريسيد ، به يك بار رشته هاي خود را پاره مى كرد ، نه پيمان شما را أرجى است ونه سوگند شما را اعتباري ، جز لاف ، جز خودستائى ، جز همانند كنيزكان آشكارا تملق گفتن ودر نهان با دشمنان همكارى كردن ، چه داريد . شما همانند گياه سبز وتازه اى هستيد كه بر توده سرگينى رسته باشد ، ومانند گنجى هستيد كه گورى را بدان اندوده باشند ، چه بد توشه اى براي آن جهان آماده كرده أيد ، خشم خدا وعذاب دوزخ ، گريه مى كنيد ، آرى به خدا گريه كنيد كه سزاوار گريستنيد ، بيشتر بگرييد وكم بخنديد .