دكتر عقيقى بخشايشي

1282

چهارده نور پاك ( فارسي )

مأمون گرديد . فرمانده كل قوايش نيز " طاهر بن حسين ذواليمينين " بود . خصوصيات مأمون زندگى مأمون سراسر كوشش و فعاليت و خالى از رفاه و آسايش آنچنانى بود ، درست برعكس برادرش امين كه در آغوش زبيده پرورش يافته بود . هر كس زبيده را بشناسد درمىيابد كه تا چه حد بايد زندگى امين غرق در خوشگذرانى و تفريح بوده باشد . مأمون مانند برادرش اصالت چندانى براى خود احساس نمى كرد و نه تنها به آيندهء خود ، مطمئن نبود ، بلكه بر عكس ، اين نكته را مسلم مى پنداشت كه عباسيان به خلافت و حكومت او تن در نخواهند داد ، از اينرو خود را فاقد هرگونه پايگاهى كه بدان تكيه كند مى ديد ، و به همين دليل آستين همت بالا زد و براى آينده به برنامه ريزى پرداخت . مأمون خطوط آيندهء خود را از لحظه اى تعيين كرد كه به موقعيت خود پى برد و دانست كه برادرش امين از مزايايى برخوردار است كه دست وى از آنها كوتاه است . او از اشتباهات امين نيز پند آموخت : مثلا " فضل " با مشاهدهء امين كه خود را به لهو و لعب سرگرم ساخته بود ، به مأمون مى گفت كه تو پارسايى و ديندارى و رفتار نيكو از خود بروز بده . مأمون نيز همين گونه مى كرد ، هر بار كه امين كارى را با سستى ، آغاز مى كرد ، مأمون همان كار را با جديت در پيش مى گرفت . در هر حال مأمون در علوم و فنون مختلف ، تبحر يافت و بر امثال واقران خويش ، و حتى بر تمام عباسيان ، برترى يافت . برخى مى گفتند : در ميان عباسيان كسى دانشمندتر از مأمون نبود . " ابن نديم " درباره اش چنين گفته است : " آگاهتر از همهء خلفا نسبت به فقه و كلام بود " . از حضرت على ( عليه السلام ) نيز نقل شده كه روزى دربارهء بنى عباس سخن مى گفت ، تا بدين جا رسيد كه فرمود : " هفتمين آنان ، از همه شان دانشمندتر خواهد بود " . ( 1 ) سيوطى ، ابن تغرى بردى ، وابن شاكر كتبى نيز مأمون را چنين ستوده اند : " به لحاظ

--> 1 . نهج البلاغه خطبه 108 ، ص 16 .