السيد اليزدي
10
سؤال وجواب ( فارسي )
تقليد از رابعى كرده كه أو بقاء را واجب مىداند آيا تكليف ، رجوع به مجتهد أول است ، يا عمل به فتاوى ثالث است ؟ جواب : اظهر نزد أحقر ، بقاء بر تقليد ثالث است ، وعدول به أول وجهي ندارد ، ( اگر چه بعضي گفته اند . ) چون از أو عدول كرده به دوم واز أو به سوم وتقليدش صحيح بوده ، پس اگر برگردد به أول كأنه تقليد ابتدائي است از ميت ، ومفروض اين كه بقاء جايز ، يا واجب است ، نه تقليد بدوي . سؤال 7 : بنابر جواز بقاء بر تقليد ميت ، هر گاه تقليد چند مجتهد كرده بود ومرحوم شده اند ، باقي باشد به تقليد أولى ، يا اخيرى ، يا مخير است به هر كدام باقي باشد ؟ وهر گاه مدتي را باقي ماند بر تقليد ميت ، مىتواند در زمان بعد ، رجوع كند وتقليد مجتهد حي را بكند ؟ وهم چنين هر گاه مدتي تقليد مجتهد حي را كرد ، مىتواند برگردد بر بقاى تقليد مجتهد ميت ، وهكذا ؟ وآيا مىتواند در بعضي از مسائل باقي باشد ، ودر بعض ديگر رجوع كند ؟ وآيا فرقى هست ما بين مسائلي كه اخذ كرده ، ونكرده ؟ وآيا به همين قدر كه اخذ كتاب مجتهد كرده ، تقليد كرده ، اگر چه خودش هيچ سوادي نداشته باشد كه بفهمد مسائل كتاب را ؟ جواب : اگر تقليد مجتهدي كرد ، وبعد از فوت أو عدول كرد به ديگرى وأو نيز فوت شد ، عدول كرد به حىاى ديگر كه بقا بر تقليد ميت را واجب مىداند ، يا جايز ، ومقلد بخواهد باقي بماند ، متعين است بقا بر تقليد مجتهد دوم ، زيرا كه از أول ، عدول محقق شده است ، پس اگر تقليد أولى كند ، تقليد ميت است بدوا نه بقاء بر تقليد . واگر مدتي باقي ماند بر تقليد ميت ، جايز است عدول به حي ، وعكس جايز نيست ، پس بعد از عدول به حي ، رجوع به ميت نكند . وتبعيض در بقاء وعدول ، نسبت به مسائل ، ضرر ندارد ، مثل تبعيض نسبت به مجتهدين متساويين از احياء . وبقاء بر تقليد در آن مسائل است كه تقليد كرده است در آنها ، پس آن مسائل را كه تقليد ميت نكرده بوده است ، بقاء صدق نمىكند ، بلكه تقليد بدوي است . وتقليد متحقق مىشود به بنا بر عمل به قول أو ، ولو هنوز عمل نكرده باشد ، بلكه ولو هنوز ياد نگرفته باشد لكن رساله أو را گرفته وملتزم شده است به اين كه آنچه در آن رساله