دكتر عقيقى بخشايشي
1134
چهارده نور پاك ( فارسي )
اصل ، خبر مرگ او را علنى ساخت و حتى جنازهء او را به بزرگان و معتمدين قوم ، نشان داد تا ريشه ى اين عقيده موهوم را از اساس بخشكاند و اين پندار را باطل سازد . پس از مرگ اسمعيل بود كه پيشواى ششم به ياران خود مجال داد كه درباره ى امام آيندهء خود ، سخن به ميان آورند و هر بار كه با تعبيرهاى مختلف سوالى در اين باره به عمل مى آمد پيشواى عاليقدر ما گاهى با تصريح و گاهى با تلويح وكنايه وايماء و گاهى با تعيين و تشخيص كامل ، آنان را به سوى امام بعدى ، يعنى پسر سوم ، خود ، ( موسى ) راهنمائى مى فرمودند كه ما به صورت اختصار ، تعدادى از اين نوع تصريحات را از منابع معتبر و مورد وثوق باز آورديم تا نمونه هائى از آن علائم و نشانه ها و تصريحات را نشان داده باشيم . تصريحات بر امامت آن بزرگوار امامت و پيشوائى امت ، يك منصب الهى تفويضى است كه دارندهء آن رياست عمومى دينى و دنيوى مردم را به عهده دارد و آن منصب با تعيين و تصريح هر كدام از پيشوايان معصوم ( عليه السلام ) قبلى ، به افراد بعدى منتقل مى گردد و هرگز انتخاب و اختيار افراد در آن دخالتى ندارد و اين امر در مورد كليه ى پيشوايان عاليقدر ما صورت تحقق پذيرفته است و تعيين امام قبلى در امر امامت ، كافى است و اينك در مورد امام هفتم ( عليه السلام ) : 1 . مفضل بن عمر جعفى كه يكى از بزرگان و دانشمندان شيعه در عصر امام صادق ( عليه السلام ) مى باشد ، و پيشواى ششم ما توحيد معروف " مفضل " را به افتخار او املاء فرموده است مى گويد : " از پيشگاه امام صادق ( عليه السلام ) درخواست نمودم كه امام و حجت الهى را پس از خودش تعيين فرمايد . امام در پاسخ فرمودند امام و حجت خدا پس از من فرزندم موسى است كه وارث من وامير شيعيان است من ، تو و ياران تو را به او توصيه مى كنم . . . " . ( 1 ) 2 . يزيد فرزند سليط كه يكى از مردان تقوى و دانش و در نقل حديث بسيار امين و راستگو و مورد وثوق رجال درايت قرار دارد ، مى گويد : " در سفر حج با جمعى از ياران و دوستان خود به محضر امام صادق ( عليه السلام ) شرفياب گرديديم
--> 1 . علامه مجلسى ، بحار الانوار ج 11 ، ص 234 .