حسين بن حسن خوارزمي

456

شرح فصوص الحكم

پس هر يك بر طريقه [ اى ] است كه اختصاص به دو دارد ، و هر يك نزد رب خود مرضى است ، چنان كه گذشت « 26 » . لا جرم ظاهر نشد در وجود عينى ، چيزى مگر بر آن صفت كه در وجود علمى بر آن بود . پس منازع تعدى ننمود از حقيقت خود ، و إخلال به طريقهء خود نكرد . آرى ، بيت : در علم چو اعيان علم افراخته اند پيش از من و تو كار همه ساخته اند با كوشش و اهتمام از نحس و ز سعد ظاهر نشود جز آن كه پرداخته اند فتسمية ذلك نزاعا إنما هو أمر عرضى أظهره الحجاب الذي على أعين الناس كما قال الله فيهم « و لكن أكثرهم * ( لا يَعْلَمُونَ : يَعْلَمُونَ ظاهِراً من الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ عَنِ الآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ » : و هو من المقلوب فإنه من قولهم « قُلُوبُنا غُلْفٌ » أي في غلاف و هو الكنّ الذي ستره عن إدراك الأمر على ما هو عليه . يعنى : نزاع نام نهادن آن چه را منازع بر آنست از طريقى كه به دو اختصاص دارد ، امرى است عرضى كه محجوبان را حاصل مىشود به واسطه حجابى كه بر أعين ايشان است از ادراك سرّ قدر ، چه ايشان توقع مىكنند از جميع خلايق هدايت و ارشاد « 27 » را به حضرت خالق ، و نمىدانند كه هر عينى قبول نمىكند مگر آن چه را اعطا مىكند اسمى كه بر او حاكم است و مسلط از حق تعالى ، و هر يك سالك طريقه خود و ناهج مناهج خويش است . و اگر اهل حجاب را وقوف بر اين معنى بودى ، منازع را على طريق الإطلاق منازع تسميه نكردندى ، بلكه معنى موافقت را بحسب اسم حاكم دريافتندى . و لهذا حضرت الهى در حق ايشان مىفرمايد : « وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ . يَعْلَمُونَ ظاهِراً من الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ عَنِ الآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ » « 28 » . يعنى : ايشان نمىدانند [ 186 - پ ] مگر آن چه ظاهر مىشود ايشان را در نشأت دنياويه ، و از نشأت اخراويه - كه سرّ قدر نزد او ظاهر مىشود - غافلند . و « غافلون » از قبيل مقلوب است ، و اشتقاق او از مأخذ « غلف » است كه گفتند : « قُلُوبُنا غُلْفٌ » « 29 » . يعنى في غلاف . و آن پوششى است كه ستر كند از ادراك

--> « 26 » گدشت گذشت . در نسخهء قا در همهء موارد گذشت و پذيرد با دال ضبط شده است . ظاهرا گونهء زبانى كاتب را - كه مردى عارف و باسوادى هم بوده - مىنماياند . و ما نيز ضبط او را در متن آورديم و از نمودن هيأت نسخهء پا - كه با ذال است - احتراز كرديم . « 27 » قا : رشاد . « 28 » س 30 ى 5 و 6 . « 29 » س 2 ى 88 .