حسين بن حسن خوارزمي

520

شرح فصوص الحكم

متقابله است ، چه طبيعت محل ولايت اسماء و مظهر احكام اوست . و اسماء الهيه متقابله‌اند از آن كه « رحيم » مقابل « منتقم » است ، و « قهار » و « معزّ » مقابل « مذلّ » ، و جميع اسماء نيز همچنين است . و چون صفات متقابله كه در مرتبهء الهيه است ، تقابل او ظاهر نمىشود مگر در مظاهر موجوده اش در خارج ، و مادهء وجود خارجى كه موجودات به دو متعيّن شوند ، نفس رحمانى است ، مىگويد : و التقابل الذي في الأسماء الإلهية التي هي النسب ، إنما أعطاه النّفس . يعنى : تقابلى كه ميان اسماء الهيه است نفس به واسطه قابليت خويش اظهار آن تقابل مىكند ، نه آن كه تقابل غير حاصل بود در اسماء ، و بعد از آن بحصول پيوندد ، زيرا كه تعيّنات اسمائيه در حضرت الهيه و علميه اقتضا مىكند تقابل را ، چه اگر تقابل ايشان در باطن نبودى ، در ظاهر هم نبودى ، از آن كه ظاهر صورت باطن است . و وجود خارجى اخراج مىكند چيزى را كه در باطن است به ظاهر . شيخ عبد الله انصارى - قدّس الله سرّه - مىگويد : « دود از آتش و گرد از باد آن نشان ندهد كه ظاهر از باطن و شاگرد از استاد » « 82 » . و مجتمع بودن اعيان سواد و بياض و حرارت و برودت در ذهن مانع تقابل ايشان نيست ، چنان كه اجتماع نقيضين در ذهن مانع تقابل نقيضين نيست ، لا جرم آن قول مدفوع باشد كه در اين مقام گفته‌اند كه : تقابل در اسماء وقتى ظاهر مىشود كه اسماء به مظاهر و صور خارجى موجود شود ، چه اسماء أشياء عدمى و معانى علمى است ، و ميان معانى علمى تقابل نيست « 83 » از آن كه معانى حرارت و برودت و سواد و بياض در عقل مجتمع مىشوند . [ 213 - پ ] و ميان اين معانى در عقل هيچ تقابل نيست ، و تقابل وقتى ظاهر است « 84 » كه اين معانى به صور حسيّه در عالم شهادت متحقّق شوند ، و شايد كه اين قايل تقويت سخن خويش بدين [ أبيات ] فارسى مولوى نيز بكند ، بيت : آن خانه كه صد بار در او مائده خورديم بر گرد و حوالى گه آن خانه بگرديم ماييم و حوالى گه آن خانهء دولت ما نعمت آن خانه فراموش نكرديم آن جا همه مستى است برون جمله خمارست آن جا همه لطفيم و دگر جا همه درديم

--> « 82 » پا : شاگردان را استاد . « 83 » پا : « لا جرم آن قول . . . نيست » نبود . « 84 » پا : حاصل است .