حسين بن حسن خوارزمي
504
شرح فصوص الحكم
هنگامى كه بيرون نيامده است از طبيعت اصليهء خويش ، و متمثّل نگشته به صورت ديگر ، هر آينه عيسى نيز - عليه السّلام - احياء موتى نكردى ، مگر وقتى كه بدان صورت طبيعيهء نوريه بودى ، نه بر صورت عنصريه . مع الصورة البشرية من جهة أمه . فكان يقال فيه عند إحيائه الموتى هو لا هو . يعنى : ظاهر شدى عيسى وقت احياء در صورت طبيعيهء نوريّه با وجود صورت بشريهء مستفاده از جهت مادرش . پس در حق او گفتندى كه او بشر است و بشر نيست . بيت : از عشق شرم دارم اگر گويمش بشر مىترسم از خداى كه گويم كه اين خداست چنان كه ناظران در يوسف - عليه السّلام - چون غلبهء نوريت بر وى مشاهده كردند ، گفتند : « ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ » « 42 » . و تقع الحيرة في النظر إليه كما وقعت في العاقل عند النظر الفكرى إذا رأى شخصا بشريا من البشر يحيى الموتى ، و هو من الخصائص الإلهية ، إحياء النطق لا إحياء الحيوان ، بقي الناظر حائرا ، إذ يرى الصورة بشرا بالأثر الإلهي . يعنى : چون چنين « 43 » بودى هر آينه ناظر در وى حيران شدى ، چنان كه ارباب عقل نزد نظر فكرى در حال او حيران گشتند ، چه ايشان به صورت شخصى « 44 » بشرى ديدند به اثر الهى كه « قم بإذن الله » يا « قم باسم الله » مىگويد ، و مرده را زنده و سخنگوى مىسازد ، نه آن كه « 45 » تنها به حركت آرد كه مجرّد حيات از او مفهوم شود ، و به حال نطق باز نيايد كه اگر چنين بودى ، شايد كه از سيميا و نيرنجات و طلسمات معدود شدى . اما چون برخاست و به سخن در آمد ، چنان كه در قصّهء او آمده است كه احياء سام بن نوح - عليه السّلام - كرد ، و او شهادت به نبوت عيسى داد ، و از كيفيّت كشتى نوح و كميّت اهل كشتى خبردار ساخت ، و باز به همان حال اوّل رجوع كرد . پس ناظران متحيّر شدند در احياء او كه صفتى است از خصايص الهيه . فأدى بعضهم [ 207 - ر ] فيه إلى القول بالحلول ، و أنه هو الله بما أحيا به من الموتى ، و لذلك نسبوا إلى الكفر و هو الستر لأنهم ستروا الله الذي أحياء الموتى ) *
--> « 42 » س 12 ى 31 . « 43 » قا : يعنى چنين . « 44 » پا : چه ايشان شخصى . « 45 » قا : آن كه + آن .