حسين بن حسن خوارزمي

501

شرح فصوص الحكم

يعنى : حق - سبحانه و تعالى - در حق عيسى - عليه السّلام - فرمود : « هُوَ يُحْيِ الْمَوْتى » « 27 » ، و نسبت كرد احياء را به دو بطريق « 28 » تحقيق ، اگر چه از روى آلت فعل بودن عيسى ، و از آن جهت كه فاعل حقيقى و محيى اموات حق تعالى است ، نسبت احياء به عيسى بطريق توهّم است . و خلق طير نيز منسوب است به عيسى ، بطريق تحقيق [ 205 - پ ] و هم بطريق توهّم ، كما قال تعالى في حقه : * ( فَأَنْفُخُ فِيه فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ الله ) * « 29 » . متعلَّق طرف - أعنى بإذن الله - مىشايد كه « فيكون » باشد ، و مىباشد كه « فتنفخ » باشد . و بر تقدير اوّل نفخ از عيسى بود اما طير شدن به اذن حق و امر او باشد . پس از عيسى نفخ باشد فقط . و بر تقدير ثانى خلق از عيسى باشد ، اما تكوين او در حال اذن بود . من حيث صورته الجسمية الحسية « 30 » . يعنى : متكوّن مىشود طير محقّق از عيسى ، از حيثيت صورت محقّقه او در حس ، به آن كه طير از روى صورت طير باشد نه از روى حقيقت . و اگر تنفخ را عامل داريم ، موجب طير بودن نفخ عيسى باشد به اذن حق ، و اذن حق بنده را مجرّد امر نيست به فعل ، بلكه اظهار اقتدار اوست به خوارق عادات . و اين اذن بر دو قسم است : ذاتى قديم است و عرضى حادث . اما اوّل مستعد و قابل ساختن حق است عين عبد را از براى تصرف در وجود عينى بر سبيل خرق عادت نزد تجلى حق مر بنده را به فيض اقدس كه موجب است مر تعيّن اعيان را در عالم ازلا . اما ثانى تمكين عبد است از تصرف ، به الهام قلبى يا وحى نازل از براى اين تصرف هنگام حصول وقت مقدّر و جميع شرايطش بطريق تجلَّى به فيض اقدس . و كذلك « تُبْرِئُ الأَكْمَه وَالأَبْرَصَ » و جميع ما ينسب إليه و إلى إذن الله . يعنى : همچنين جميع آن چه منسوب مىشود به عيسى - عليه السّلام - از خوارق عادات از إبراء اكمه « 31 » و أبرص و غير اين مشتمل است بر جهتين مذكورتين ،

--> « 27 » س 22 ى 6 . قرآن كريم : و أنه يحيى الموتى . « 28 » پا : به دو طريق . « 29 » س 3 ى 49 . قرآن : فأنفخ فيه . . . إلخ . و س 5 ى 110 : فتنفخ فيها فتكون طيرا باذنى . « 30 » قا : « الحسية » نبود . « 31 » پا : از براى اكمه .