حسين بن حسن خوارزمي

498

شرح فصوص الحكم

رطب لما فيه من ركن الماء . بدان كه شهوت كه عبارت است از ميل تام ، روح معنوى است ، و آن محبت ذاتيه است كه سبب وجود عالم گشت ، كما قال تعالى : فأحببت أن أعرف . پس چون ارادت حق - سبحانه و تعالى - متعلَّق شد به خلق عيسى - عليه السّلام - از مريم ، شهوت كامنه در وى به حركت آمد به امر الهى . پس نفخ كرد در وى روح الأمين در حالت تمثل به صورت بشريه ، و در آن نفخه آبى بود مشابه بخار ، زيرا كه در نفس أجزاء صغار مائيه هست مختلط به أجزاء هوائيه ، لا جرم آفريده شد جسم عيسى - عليه السّلام - از ماء محقّق از مريم ، و از ماء متوهم از جبرئيل . پس اگر گويى از دو ماء متولد شد ، روا است . و اگر گويى از ماء محقّق متولد شد ، اما ماء متوهم به منزله شرط تكوّن بود ، و اگر بر اين تقدير گويى ، چگونه متصور است حصول ولد تنها از ماء أنثى ، و آن را حرارت تامه صالحة للتوليد نيست ، بلكه آن از شرايط تكوين است . و نيز گفته‌اند : منى رجل به منزله بذر است كه ولد از او متولد مىشود . پس بى او حصول ولد ممكن نباشد . گوئيم : چرا جايز نيست كه در هنگام ظهور روح الأمين نزد مريم فايض گردد بر وى حرارت غريزيه اى كه صالح باشد مر توليد را بتخصيص ، چون ارادت حق متعلَّق شود بدان . و قد قال رسول الله - صلَّى الله عليه و سلَّم - : « إذا أراد الله بعبد خيرا هيأ أسبابه » ، بلكه در قدرت مطلق هست كه بى وجود والدين ايجاد كند چون آدم - عليه السّلام - و چون عزير ، و نيز قادر است كه بى وجود مرأه ايجاد كند ، چون حوّا از آدم - عليهما السّلام - . و منى رجل به منزله بذر بودن منافى نيست بودن منى مرأه را به منزله بذر . و هيچ احدى را دليل بر عدم اين نيست ، بلكه دليل بر وجودش قائم است ، چه نفس هر يكى را قوت توليد مثل هست ، پس [ اگر ] منى مرأه صالح توليد مثل نباشد در مرأه اين قوت فايت باشد غاية ما في الباب اين قوت در نفس رجل اقوى باشد . و گاه مىباشد [ 204 - پ ] كه تأثير نفس مرأه از نفوس بسيارى از رجال اقوى باشد خصوصا كه نفس مرأه مرآت تجليات الهيه گردد . پس نفسى كه بدين حليه كمال و زيور جمال متحلَّى باشد چون ارادهء حصول نتيجه كند ، از تأثير او حرارت غريزيه صالحة للتوليد « 21 » در بدن حاصل گردد ، چنان كه پيش از اين دانسته اى كه عارف به

--> « 21 » پا : للتولد .