حسين بن حسن خوارزمي

493

شرح فصوص الحكم

و در قوت اين جسم كثيف هست كه متبدل شود بدان جسم لطيف عند تعلَّق ارادة الحق بذلك . چون تبدّل آب به هوا به واسطهء تأثير [ 202 - ر ] حرارت و تبدّل هوا به آب [ به ] سبب تأثير برودت ، زيرا كه لطافت و كثافت از عوارض حقيقت جسم است به تخصيص كه چون نفس متنوّر گردد به نور ربانى ، هر آينه بدن را نيز منوّر سازد ، كما قال الله تعالى : * ( وَأَشْرَقَتِ الأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها ) * « 9 » . و در اين حال صاحب چنين نفس مشاركت كند با ملايكه در لطافت ، و او را ارتفاع به مقام ايشان دست دهد . پس ارتفاع عيسى - عليه السّلام - بسوى سما از اين قبيل باشد ، و بيان اين در فص الياسى بيشتر از اين خواهد آمد . « 10 » و سما نزد اهل حقيقت عنصرى است قابل خرق و التيام چنان كه مذكور خواهد شد . و قول حق - سبحانه و تعالى - از لسان عيسى - عليه السّلام - كه « فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ » « 11 » محمول است بر اينكه « توفى » عبارت است از رفع او بسوى سما ، نه آن كه محمول باشد بر مفارقت روح از بدنش . روح من الله لا من غيره فلذا أحيا الموات و أنشا الطير من طين بدان كه أرواح مهيمه كه عقل اوّل از ايشان است ، و أرواح افراد و كمّل ، همه يك صفاند حاصل گشته از حق ، بى آن كه بعضى واسطهء بعضى باشد ، اگر چه او واسطه تكوين و تسطير كلمات وجوديه است . و روح عيسويه از صف اوّل است ، از براى آن شيخ فرمود كه « روح من الله لا من غيره » . يعنى روح عيسوى فايض است از حضرت الهيه كه مقام جمع است بى واسطه اسمى از اسماء و روحى از أرواح ، كما قال تعالى : * ( وَرُوحٌ مِنْه ) * « 12 » . أي من الله . و لهذا احياء اموات كرد و طير از طين آفريد كه خفاش است . قال الله تعالى حاكيا عنه * ( أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ من الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيه فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ الله وَأُبْرِئُ الأَكْمَه وَالأَبْرَصَ وَأُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ الله ) * « 13 » . پس او مظهر اسم جامع الهى است ، چون نبى ما - عليه السّلام - . لا جرم او

--> « 9 » س 39 ى 69 . « 10 » پا : « و اين مبنى بر آنست كه عيسى . . . آمد » نبود . « 11 » س 5 ى 117 . « 12 » س 4 ى 171 . « 13 » س 3 ى 49 .