حسين بن حسن خوارزمي
812
شرح فصوص الحكم
مخصوصه بدين مثابت نيست كه برخوردار از تجلَّى محبوب و بهره مند از ديدار مطلوب باشد يا نى ، چه انسان را بر نفس خود [ 340 - پ ] بصيرت و دانش است اگر چه القاى معاذير مىكند ، اما حقيقت حال معلوم [ است ] و دروغ از راست مبيّن ، چه هر چيز را معرفت حال خويش ذوقى و وجدانى است . ثم إن مسمى الصلاة له قسمة أخرى ، فإنه تعالى أمرنا أن نصلي له و أخبرنا أنه يصلى علينا . فالصلاة منا و منه . بعد از آن مسماى صلات را قسمت ديگر هست . يعنى مسماى لفظ گاهى افعال مخصوصه است ، و گاهى مسمايش تجلى و ايجاد و رحمت است . چنان كه مىگويند كه صلات از بارى تعالى رحمت است . پس صلات از ماست و از او . فإذا كان هو المصلى فإنما يصلى باسمه الآخر ، فيتأخر عن وجود العبد : و هو عين الحق الذي يخلقه العبد في قلبه بنظره الفكرى أو بتقليده و هو الإله المعتقد . چون لفظ مصلَّى را اطلاق مىكنند بر فرسى كه در حلبهء « 56 » سباق تابع مجلى باشد . و مجلى آنست كه بر همه سابق بود شيخ مىفرمايد كه اگر مصلى حق باشد و متجلى شود به صور استعدادات ما ، هر آينه صلات و تجلى او به اسم آخر باشد ، چه آخريت مستفاد از اسم آخر است ، لا جرم متأخر مىشود حق در اين تجلى از وجود عبد . و آن إله معتقد بنده است كه در قبلهء خويش به نظر فكرى يا به تقليد خود ساخته است و آن إله معتقد چون تابع است مر وجود معتقد را ، لا جرم متأخر از وجود او باشد . و يتنوع بحسب ما قام بذلك المحل من الاستعداد كما قال الجنيد حين سئل عن المعرفة باللَّه و العارف فقال لون الماء لون إنائه . و هو جواب سادّ أخبر عن الأمر بما هو عليه . يعنى : متنوع مىشود صور اعتقادات بحسب ارادات قائمه به مجالى و اعيانش ، چه حق مطلق را نه تعيّن است و نه تقيّد ، بلكه از اين حيثيت از اسم مبرّاست و از نعت و صفت معرّا . و هر چه به دو مضاف و منسوب مىشود از اسم و صفت ، عين اوست چنان كه حضرت امير المؤمنين على - كرّم الله وجهه - فرمود كه « كمال إخلاص نفى صفات است از او » . و هنگام تجلى متجلى مىشود بحسب استعداد متجلى له بر صورت عقيده اش . چنان كه حديث تحول در روز قيامت بدين دلالت مىكند ، و لهذا سيّد الطائفة جنيد - قدّس الله سرّه - جواب داد وقتى كه از معرفت باللَّه و از عارف سؤال كردند به اين قول كه « لون الماء لون إنائه » .
--> « 56 » قا : خليفه .