حسين بن حسن خوارزمي
797
شرح فصوص الحكم
ساخت در تأنيث ، و ادراج كرد در ميان هر دو تذكير را . پس ابتداء به نساء كرد و ختم به صلاة . و اين هر دو مؤنثند ، و طيب را در ميان هر دو آورد كه مذكر است . همچنان كه حال نبى است - عليه السّلام - در وجودش ، از آن كه رجل مدرج است در ميان ذات كه از او ظاهر مىشود و در ميان مرأه كه از رجل ظهور مىيابد . پس او در ميان دو مؤنث است : تأنيث ذات كه لفظى است و تأنيث حقيقى . همچنين نساء نيز تأنيث حقيقى است و صلات غير حقيقى ، و طيب مذكر است در ميان هر دو . چون آدم در ميان ذات كه موجود است از او ، و در ميان حوّا كه موجود است از آدم . و اگر خواهى به جاى ذات صفت گوى كه آن نيز مؤنث است ، و اگر خواهى قدرت گوى كه آن نيز مؤنث است . پس بر هر مذهبى كه باشى تأنيث را مقدّم مىيابى ، حتى نزد اصحاب علَّت كه حق را علَّت وجود عالم داشتهاند كه علَّت نيز مؤنث است . حاصل كلام آنست كه شيخ - قدّس الله سرّه - اشارت مىكند به لسان ذوق كه خاتمه نظير سابقهء ازليه است ، چه آدم حقيقى غيبى و آدم شهادت هر يكى مذكر است و واقع ميان مؤنث غير حقيقى كه لفظ ذات است و مؤنث حقيقى كه آن حوّا است . پس اگر از ذات تعبير كنى به حقيقت اصليه و عين الهيه ، حال در حكم تأنيث همان است . و اگر صفت را كه قدرت است مثلا سبب وجود آدم دارى ، و صفت را مغاير ذات شناسى ، همچنان كه مذهب متكلَّمين است ، يا عين ذات دارى ، چنان كه مذهب حكماء است ، يا ذات را من حيث هي هي بى اعتبار صفت علَّت وجود عالم دارى ، حكم در تأنيث بر همان نهج است كه مذكور شد . و چون رسول - صلَّى الله عليه و سلَّم - افصح فصحاى عرب است و عجم ، و اعلم علماى اهل عالم بود ، اشارت كرد در كلام خويش به كيفيّتى كه حال وجود بر آنست تا تنبيه باشد اهل ذوق و شهود را . [ 333 - پ ] و أما حكمة الطيب و جعله بعد النساء ، فلما من روائح التكوين ، فإنه أطيب الطيب عناق الحبيب . كذا قالوا في المثل السائر . اما حكمت طيب و ذكر بعد از نساء از براى آنست كه در نساء روايح تكوين اصل عالم است ، چه مرأه را رتبت امومت است « 38 » كه وجود اولاد به واسطه آن رتبت
--> « 38 » قا : + « و ذكر بعد از نساء از براى آنست » نيز كاتب آن را زايد دانسته است .