حسين بن حسن خوارزمي

758

شرح فصوص الحكم

اهل سجن سازم . و قوم را شعور نبود بر آن اسرار كه در ميان ايشان مىگذشت . و السين في « السجن » من حروف الزوائد : أي لأسترنك فإنك أجبت بما أيدتنى به أن أقول لك مثل هذا القول . ببايد دانست كه همه حروف دالاند بر معانى عينيه در مفرداتش و مركَّباتش ، چنان كه مقرّر است نزد طايفه اى كه عالماند به اسرار الهيه . و اين را كسى مىداند كه شناخته باشد كه كلمات موضوعه جز به ازاى حقايق الهيه و كونيه موضوع نيست ، و واضع حقيقى در مظاهر انسانيه حق است - سبحانه و تعالى - . و بعضى علماى ظاهر چون بر اين وقوف يافتند ، گفتند : ميان اسماء و مسمّياتش مناسبات است كه بدان مناسبات ألفاظ به ازاى آن مسمّيات موضوع شده است . پس سينى كه در سجن است از حروف زوايد است و با وجود آن دلالت مىكند بر معنى ستر ، چه او حرفى است از حروف ستر . و زايد بودن او هم اشارت است بر تعيّنات حاصله بر ذات . پس « جيم » و « نون » باقى ماند ، و آن دلالت بر ستر مىكند . كما قال تعالى : * ( فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْه اللَّيْلُ ) * « 99 » » أي ستر . پس معنى * ( لأَجْعَلَنَّكَ من الْمَسْجُونِينَ ) * « 100 » » آن باشد كه ترا به خود ستر كنم در دعواى خويش . و مرا بر تو حكم و سلطنت است بحسب ظاهر ، چه من صاحب حكمم ، و آن چه من مىگويم از روى حق شناسى در عقيدهء تو مستعبد نيست . [ 316 - ر ] فإن قلت لي : فقد جهلت يا فرعون بوعيدك إياي ، و العين واحدة ، فكيف فرقت ، فيقول فرعون إنما فرّقت المراتب العين ، ما تفرقت العين و لا انقسمت في ذاتها . و مرتبتى الآن التحكم فيك يا موسى بالفعل ، و أنا أنت بالعين و غيرك بالرتبة . پس اگر گويى « 101 » اى موسى كه اى فرعون ! مرا چگونه از خود جدا دانستى و وعيد نيز بدان كردى ، و حال آن كه عين در ذات خود جز يكى نيست و در وى كثرت را مجال نى ، و مرا از جاهلان شمارى ، مىگويم فرق به سبب مراتب است بحسب

--> « 99 » س 6 ى 76 . « 100 » س 26 ى 29 . « 101 » قا : + اى موسى .