حسين بن حسن خوارزمي
716
شرح فصوص الحكم
مهيئا لذلك المقتول مما كان استعداد روحه له ، كان في موسى عليه السّلام . در مقدّمات سابقه بتقديم رسيد كه وجود حقيقت واحدة است كه در وى تعدّد و تكثّر نيست ، و تعدّد او بحسب تعيّنات و تجليّات است ، و تعيّنات لاحقه مر وجود مطلق را بعضى كليّه معنويه است چون تعيّنات جنسيّه و نوعيّه و صنفيه ، و ترتب اسماء حسنى و شمول بعضى مر بعضى را ، چون شمول اسم الله و رحمن مر ساير اسماء را هم به واسطهء تعيّنات و نسب است . و بعضى از تعيّنات جزئيه است چون تعيّنات شخصيهء غير متناهيهء مندرجه در تحت اولى . پس از نسب اوّل و ثانيه حاصل مىشود اسماء غير متناهيه در حضرات امّهات اسماء متناهيه . و تعيّنات اوّليه اقتضا مىكند در عالم أرواح ، حقايق روحانيهء مجرّده و طبايع كليّه را . پس متعيّن به تعيّن اوّل عقل اوّل است كه مسمّى است به امّ الكتاب و قلم أعلى و عين واحدة و نور محمدى ، كما ورد في الحديث : « اوّل ما خلق الله العقل . اوّل ما خلق الله نورى . اوّل ما خلق الله القلم » . و اين يك حقيقت است كه بحسب تعيّنات روحانيه در مقام تفصيل ظاهر مىگردد به كسوت عقول سماويه و أرواح علويه و كرّوبين و أرواح كمّل از انبياء و اولياء . لا جرم عقل اوّل چون كلَّى طبيعى شامل جميع اين متعيّنات است و ممدّ و مقوّم ايشان و مفيض نور حيات بر ايشان . بعد از آن او را در مراتب تعيّنات تنزل است بسوى تعيّن نفس كليّه كه مسمّى است به لوح محفوظ . و نسبت اين نفس به نفوس ناطقهء مجرّدهء ظاهره در مظاهر جميع اجرام سماويه از افلاك و كواكبش و به نفوس ناطقهء انسيه بعينها نسبت عقل اوّل است به انواع و أصناف كه تحت اوست در عالمش . و اين نفس كليّه نيز از مراتب تعيّنات اوست در تنزل . بعد از آن مراتب نفوس منطبعه است در اجرام كه عالم او مسمّى است به عالم مثال . بعد از آن مراتب عناصر كه آخر مراتب تنزلات اوست . و همهء اين مذكورات تعيّنات يك وجود حق است متجلَّى در مراتب و مستتر به صور تعيّنات خلقيه و شئون ذاتيه اش . آرى ، بيت :