حسين بن حسن خوارزمي

714

شرح فصوص الحكم

و دعوت كرد رسول - عليه السّلام - به الهى كه همه به دو محتاجند و او به هيچ [ يكى ] محتاج نيست . و دانسته مىشود بطريق اجمال كه او خالق انام و ذو الجلال و الإكرام است ، و مشهود نمىگردد ذات او ، كما قال تعالى : * ( لا تُدْرِكُه الأَبْصارُ » . « 31 » يعنى أبصار ادراك او نمىكند بلكه او ادراك أبصار مىكند از براى لطف و سريانش در اعيان أشياء . پس عدم ادراك أبصار او را چون عدم ادراك أشباح و صور ظاهره أبصار است مر روح مدبّر خود را . « وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ » و الخبرة ذوق ، و الذوق تجل ، و التجلي في الصور . فلا بد منها و لا بد منه . يعنى : خبرت حاصل نمىشود مگر به ذوق ، و ذوق به تجلى است و تجلى معطى ظهور است در صور مظاهر . پس چاره نيست از صورى كه تجلى كند در وى ، و چاره نيست از حق كه متجلَّى بدين صور است . فلا بد أن يعبده من رآه بهواه إن فهمت . يعنى : وقتى كه چاره نيست از مجالى و متجلَّى در وى ، پس چاره نيست كه هر كه مشاهدهء مجالى كند و بر حسن و جمال متجلَّى در اين مجالى اطلاع يابد ، البته به محبت و هواى خاطر عبادت به جاى آورد . و حاصل آن كه چون از مجالى و متجلَّى ناگزير است از ناظر و عابد نيز چاره نيست به حكم سريان محبت در جميع أشياء چون سريان هويت الهيه ، چه حضرت الهى تجلَّى بدين صور نمىكند مگر از براى آن كه عبادت « 32 » كرده شود در جميع [ 297 - ر ] مراتب وجوديه ، اگر دانسته باشى آن چه را [ كه ] پيش از اين ذكر كرديم . و على الله قصد السبيل . يعنى : بر خداى است ايضاح طريق و بيان تحقيق . بيت : اين همه گفتيم ليك اندر بسيج بى عنايات خدا هيچيم هيچ بىعنايات حق و خاصان حق گر ملك باشد سياه هستش ورق

--> « 31 » س 6 ى 103 . « 32 » قا : از براى عبادت .