حسين بن حسن خوارزمي
705
شرح فصوص الحكم
از براى آن كه دو مثل ضد يك ديگراند از اين جهت كه مجتمع نمىشوند . پس آن كه ارفع است در منزلت ، تسخير مىكند به مال يا به جاه از روى انسانيّت . و چون انسان مسخّر آن ديگر نمىشود مگر از جهت نقصانى كه دارد از خوف يا طمع ، انجبار نقصان و نقايص انسان را از جهت حيوانيّت است كه آن [ از ] جهت بشريّت است نه از جهت انسانيّت كه آن جهت ربوبيت اوست ، شيخ - قدّس سرّه - اضافت كرد تسخير را به انسانيت و تسخّر « 15 » را به حيوانيّت . فما تسخر من هو مثله . ألا ترى ما بين البهائم من التحريش لأنها أمثال ؟ فالمثلان ضدان ، و لذلك قال و رفع بعضكم فوق بعض درجات . پس مسخر نمىشود هيچ احدى آن را كه در مرتبه مثل اوست ، نمىبينى كه مخاصمه و تحريش در ميان حيوانات از آن جهت كه امثال يك ديگراند « 16 » واقع مىشود ، و از آن جهت كه مثلان ضدانند « 17 » ، و بعضى مسخر بعضى نمىشود ، حق تعالى گفت : « وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ » « 18 » ، تا بحصول تفاوت در درجات تسخير و تسخّر بحسب مراتب حاصل گردد . فما هو معه في درجته . فوقع التسخير من أجل الدرجات . و التسخير على قسمين : تسخير مراد للمسخّر ، اسم فاعل قاهر في تسخيره لهذا الشخص المسخّر كتسخير السيد لعبده و إن كان مثله في الانسانية ، و كتسخير السلطان لرعاياه ، و إن كانوا أمثالا له فيسخرهم بالدرجة . و القسم الآخر تسخير بالحال كتسخير الرعايا للملك القائم بأمرهم في الذب عنهم و حمايتهم و قتال من عاداهم و حفظه أموالهم و أنفسهم عليهم . و هذا كله تسخير بالحال من الرعايا يسخرون في ذلك مليكهم ، و يسمى على الحقيقة تسخير المرتبة . پس مسخّر است در درجهء [ 293 - ر ] مسخّر نيست بلكه مسخّر در درجهء ادنى است و مرتبهء اسفل . پس تسخير به سبب تفاوت درجات واقع مىشود . و تسخير بر دو قسم است : « 19 » تسخيرى است كه مراد مسخر است كه قاهر است در تسخيرش ، شخص مسخّر را ، چون تسخير سيّد مر عبد خود را ، اگر در انسانيّت مثل اوست ، و چون تسخير سلطان
--> « 15 » پا : تسخير . « 16 » قا : « اند » نبود . « 17 » پا : ضد . « 18 » س 6 ى 165 . « 19 » قا : « است » نبود .