حسين بن حسن خوارزمي

681

شرح فصوص الحكم

گر صد هزار خلق ترا ره زند كه نيست اندر گمان مباش كه آنست آن يكى و از حال خويش نيز خبر مىدهد : آه چه بى رنگ و بى نشان كه منم كى ببينم مرا چنان كه منم گفتى اسرار در ميان آور كو ميان اندرين ميان كه منم بحر من غرقه گشت هم در خويش بو العجب بحر بى كران كه منم فما من عارف باللَّه من حيث التجلي الإلهي إلا و هو على النشأة الآخرة : قد حشر في دنياه و نشر في قبره ، فهو يرى ما لا ترون ، و يشهد ما لا تشهدون ، عناية من الله ببعض عباده في ذلك . يعنى : هيچ عارف باللَّه نيست كه بحسب تجلى الهى بر نشأت آخرت نباشد ، و عارفان را بحسب سير در ملكوت و جبروت و مثال مطلق و مقيّد مراتب و مقامات است ، و ادناى ايشان صاحب عرفان علمى است و هر يك را حشر و نشر به قدر مشاهده و بحسب مقام ايشان است در موطنى خاص از اين مواطن . پس ايشان مشاهده مىكنند كه از خويش مرده‌اند و رخت هستى به حق سپرده و از قبور أبدان خود منشور گشته و با ممتثلان « 33 » امر « موتوا قبل أن تموتوا » محشور گشته ، و حجاب از نظر مرفوع شده و ميزان و صراط موضوع شده و حضرت حق و حاكم عدل و پادشاه مطلق به فضل و قضاء اجراى حكم كرده . پس ايشان مىبينند و مشاهده مىكنند آن چه از ادراك آن محجوبان و منغمسان در هيأت جسمانيه و صفات ظلمانيه عاجزاند . و اين به واسطه عنايت الهى است در حق بعضى بندگان كه آن چه ديگران را موجل است بر ايشان معجل است . گرد آنند تا تدارك باقى عمر كنند و آن چه واسطهء حصول درجات عاليه است هم در دنيا كه مزرعهء آخرت است بدست آرند ، و پاى بر بساط قرب نهند و علم سرافرازى هر دو جهان بر سر عالميان برافرازند ، و ديگران را نيز بطريق تنبيه گويند : گداى درگه او باش و پادشاهى كن مكن مخالفت او و هر چه خواهى كن فمن أراد العثور على هذه الحكمة الالياسية الادريسية الذي أنشأه الله نشأتين ، فكان نبيا قبل نوح ثم رفع و نزل رسولا بعد ذلك ، فجمع الله له بين المنزلتين فلينزل عن حكم عقله إلى شهوته ، و يكون حيوانا مطلقا حتى يكشف ما تكشفه كل دابة ما -

--> « 33 » پا : مبتلايان .