حسين بن حسن خوارزمي
672
شرح فصوص الحكم
و معلوم أن هذه الصورة ما هي تلك الصورة الأخرى : فكأنّ العين الواحدة قامت مقام المرآة ، فإذا نظر الناظر فيها إلى صورة معتقده في الله عرفه فأقرّ به . و إذا اتفق أن يرى فيها معتقد غيره أنكره ، كما يرى في المرآة صورته و صورة غيره . فالمرآة عين واحدة و الصور كثيرة في عين الرائي ، و ليس في المرآة صورة منها جملة واحدة ) * و معلوم است كه اين صورت آن صورت نيست . پس گوئيا كه عين واحدة كه آن ذات احديت است قائم مرآتى است كه ظاهر مىشود در وى صور مختلفه به اختلاف صور ناظرين . پس هر گاه كه ناظر نظر كند در آينه ، و صورتى را كه به نسبت با حق اعتقاد كرده است ، بيند بشناسد و به حق اقرار كند . و اگر اتفاق چنان افتد كه در وى صورت معتقد غير خويش بيند ، انكار كند ، چنان كه در آينه صورت خويش مىبيند . پس مرآت عين واحدة است و صور در عين رائى بسيار ، و حال آن كه در مرآت هيچ صورتى از آن صور نيست . مع كون المرآة لها أثر في الصور بوجه و ما لها أثر بوجه : فالأثر الذي لها كونها تردّ الصورة متغيرة الشكل من الصغر و الكبر و الطول و العرض ، فلها أثر في المقادير ، و ذلك راجع إليها . با آن كه آينه را اثر است در صور به وجهى ، و به وجه ديگر آينه را در صور هيچ اثرى نيست ، اثرى كه آينه راست ، آنست كه صورت را بحسب اختلاف تشكلات و اوضاع خويش متغيّر مىنمايد از صغر و كبر و طول و عرض . و اين اثر كه در مقادير است راجع است به آينه . و إنما كانت هذه التغيرات منها لاختلاف مقادير المرائى . و اين تغيرات از مرآت حاصل نمىشود مگر بحسب اختلاف مقادير مرائى . و اين تصريح است به وجه تشبيه ، و تقريرش آنست كه مرآت با وجود آن كه خالى است از صورى كه ظاهر مىشود در وى ، او را اثرهاست در اين صور ظاهره ، چنان كه بتقديم رسيد . پس هر يكى از رائى و مرآت مؤثّر است از وجهى و متأثّر است از وجهى ديگر . و همچنين حق را - سبحانه و تعالى - اثر است در صورة ظاهره در مرآت ذاتش . و اين به واسطهء تجليّات عينيه و شئون ذاتيهء اوست . و صور عالم را نيز اثر است ، و آن به واسطهء تفاوت اعيان و اختلاف استعدادات