حسين بن حسن خوارزمي

469

شرح فصوص الحكم

مجازات « 8 » بين مقامى الجمع و التفصيل واقع باشد . فتحقق هذه المسألة فإن القدر ما جهل إلا لشدة ظهوره ، فلم يعرف و كثر فيه الطلب و الإلحاح . پس تحقيق كن اين مسأله را كه سرّ قدر است ، و مجهول بودن او از شدت ظهور اوست ، چه هر صاحب بصر و بصيرت مشاهده مىكند « 9 » كه وجود أشياء صادر از حق تعالى است در هر آنى بحسب قوابل ، چون افاضهء صورت انسانيه بر نطفهء انسانيه و افاضه صورت فرسيه بر نطفهء فرسيه . و چنان كه مترتّب مىگردد افاضهء صور بر أشياء بحسب قابليات و استعداداتش ، همچنين مترتّب مىشود افاضهء لوازم صور بر قابلياتش . و اين نيز امرى است ظاهر عند العقل ، و بسيارى از أشياء كه در غايت ظهور است كما هي مختفى مىشود به اختفائى كه ظهور او متغيّر مىنمايد ، چون وجود و علم و زمان و انواع وجدانيات ، و بديهيات نيز همچنين است ، و كثرت إلحاح و طلب بر معرفت سرّ قدر به واسطه احتجاب است . و اعلم أن الرسل صلوات الله عليهم - من حيث هم رسل لا من حيث هم أولياء و عارفون - على مراتب ما هي عليه أممهم . فما عندهم من العلم الذي أرسلوا به إلا قدر ما تحتاج إليه امة ذلك الرسول : لا زائد و لا ناقص . يعنى ، رسل از آن روى كه رسلاند نه از آن وجه كه اولياء و عرفاءاند ايشان را علم آن قدر داده‌اند كه استعدادات امّت طالب آنست ، و زيادة و نقصان بر اين ممكن نيست ، زيرا كه مأمور است به تبليغ آن چه بر او نازل شده است لقوله تعالى : « و ما عليك إلا البلاغ « 10 » * ( إِنْ أَنْتَ إِلَّا نَذِيرٌ » « 11 » . و محكوم است به تبيين احكام افعال ايشان از براى اصلاح معاش و معاد . و تبليغ و تبيين متصور نيست مگر بحسب استعدادات قوم بى زيادة و نقصان . اما از آن روى كه اوليااند فانى گشته در حق ، و عارفاناند مطلع بر اسرار جناب مطلق ، علم ايشان مقدر بحسب استعدادات امّت نيست ، چه اين دو صفت بحسب استعدادات ذوات انبياء است ، [ 192 - ر ] و استعدادات امم را در وى مدخلى نيست .

--> « 8 » پا : محاراه . « 9 » پا : مشاهده كند . « 10 » س 42 ى 48 . قرآن كريم : * ( إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلاغُ . « 11 » س 35 ى 23 .