حسين بن حسن خوارزمي

657

شرح فصوص الحكم

خلع نعلين - كه از أكابر اهل طريق است - گفت : هر اسمى را از اسماء الهى چون تقديم كنى در ذكر ، مىشايد كه منعوت به جميع اسماء سازى ، از آن كه او دليل ذات است و ذات منعوته به جميع اسماء و صفات . ثم إن الرحمة تنال على طريقين ، طريق الوجوب ، و هو قوله « فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ » و ما قيّدهم به من الصفات العلمية . يعنى : نيل رحمت به دو طريق است : يكى طريق وجوب است . يعنى وصول رحمت و ادراك آن بر طريقى است كه حق تعالى بر نفس خود ايجاب كرده است ، چنان كه مستفاد مىشود از قول او - سبحانه و تعالى - كه : « فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ » « 33 » الآية . يعنى ما بر نفس خود نوشته و ايجاب كرده‌ايم رحمت را از براى كسانى كه تقوى مىورزند و زكات مىدهند . پس اين رحمت در مقابلهء آن طاعت و عبادت است كه حق - سبحانه و تعالى - بر بندگان خود آن را تكليف كرده است از علم و عمل . پس ظاهرا اگر چه بنده بحسب عمل خود ايجاب رحمت مىكند بر حق ، اما در حقيقت اين ايجاب بر طريق فضل و منّت است از حق بر عبادش . الطريق الآخر الذي تنال به هذه الرحمة طريق الامتنان الإلهي الذي لا يقترن به عمل و هو قوله « وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ » و منه قيل « لِيَغْفِرَ لَكَ الله ما تَقَدَّمَ من ذَنْبِكَ وَما تَأَخَّرَ » ، و منها قوله « اعمل ما شئت فقد غفرت لك » فاعلم ذلك . و طريق ديگر كه سعادت نيل رحمت بدان ميسّر مىشود ، طريق امتنان الهى است كه آن مقترن به عمل نيست . و اين رحمت امتنانيه گاهى عامه مىباشد چون رحمت ذاتيهء شامله مر جميع عباد را ، كقوله « وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ » « 34 » ، و گاهى خاصه باشد ، كما قيل « لِيَغْفِرَ لَكَ الله ما تَقَدَّمَ من ذَنْبِكَ وَما تَأَخَّرَ » « 35 » در حق نبى ما - صلَّى الله عليه و سلَّم - . و بعضى عباد خود را نيز گفت : « اعمل ما شئت فقد غفرت لك » . و حضرت الهى است رحيم منّان ، و از اوست رحمت و إحسان . پس فضل و رحمت ربّ الأرباب را درياب ، و بدان كه همه رحمت او مبتنى نيست بر اسباب ، و در مخاطبه او بگوى ، بيت : اى رحمت و فضلت از سببها بيرون وى يافتن تو از طلبها بيرون

--> « 33 » س 7 ى 156 . « 34 » س 7 ى 156 . « 35 » س 48 ى 2 .