حسين بن حسن خوارزمي

626

شرح فصوص الحكم

اين و آن گفتن مرا عمرى حجاب راه بود چون گشادى چشم من ، ديدم كه اين و آن توئى « وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ » فهو على كل شيء شهيد ، ليعلم عن شهود لا عن فكر . يعنى : اوست عالم به هر چيزى ، پس اوست حاضر و شاهد بر هر چيزى تا هر چيزى را بطريق شهود و عيان داند نه به فكر و حسبان . پس علم او شهودى است نه مستفاد از قوّت مفكَّره . و اين نيز بر تقدير قرائت « 24 » مبنى للفاعل است . و اگر « ليعلم » خوانده شود بر مبنى للمفعول ، معنى آنست كه حق بر هر چيزى شاهد و حاضر است ، تا هر يك از اهل عالم او را بطريق شهود دانند نه از طريق فكر ، از آن كه فكر به نسبت با غايب است نه به نسبت با حاضر . و وجه اخير انسب است . فكذلك علم الأذواق لا عن فكر و هو العلم الصحيح و ما عداه فحدس و تخمين ليس بعلم أصلا . و حال علم اذواق همچنين است ، و علم صحيح آنست و ما عداى او حدس است و تخمين ، و علم صريح و معرفت صحيح نيست . آن چه بينا به ديد خود سنجد كى در آغوش فكر ما گنجد ثم كان لأيوب عليه السّلام ذلك الماء شرابا لإزالة ألم العطش الذي هو من النّصب و العذاب الذي مسه به الشيطان ، أي البعد عن الحقائق أن يدركها على ما هي عليه . « نصب » به فتحتين و ضمتين و ضمه و فتحه ، لغات است در اين لفظ . يعنى : اين آب ايوب را شراب بود از براى ازالهء الم عطش ، يعنى از براى خلاصى از ضررى كه در بدن بود ، و از عذابى كه به واسطه مساس شيطان لاحق شده كه عذاب حجاب است از جناب الهى [ 259 - ر ] و بعد و حرمان از نعيم ابدى . و لهذا تفسير كرد شيطان را به بعد از حقايق و ادراك آن چه او فيعال است از شطن ، و شطون « 25 » بعد است . و اگر چه ايوب - عليه السّلام - معذب به عذاب جسمانى نيز بود اما چون عذاب روحانى از روى الم سختتر بود عذاب را بر عذاب حجاب حمل كرديم ، چون شرب ماء حيات دست داد و ظاهر و باطنش به حيات حقيقى زنده گشت و دل او به ادراك منوّر شد ، زايل شد از او الم فراق ، و منطفى گشت نار شوق و اشتياق .

--> « 24 » قا : قرائت + است . « 25 » قا ، پا : شطو .