حسين بن حسن خوارزمي

617

شرح فصوص الحكم

مقام انس به رفع وحشت طلب . پس ندا كرد كه : « أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ ) * « 3 » » . پس كشف كرد حق - سبحانه و تعالى - ضرّ او را ، و مطهر گردانيد از ادناس موانع سرّ او را . و آن چه مىگويند كه تسميه به حكمت غيبيه از آن جهت است كه امور ايوب اولا و آخرا ظاهر نشد مگر از غيب ، چندان ملايم نيست ، چه امور همهء اهل عالم ظاهر نمىشود مگر از غيب ، لا جرم اختصاص نباشد . اعلم أنه سر الحياة سرى في الماء فهو أصل العناصر و الأركان ، و لذلك جعل الله « من الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ » : و ما ثم شيء إلا و هو حى ، فإنه ما من شيء إلا و هو يسبح به حمد الله و لكن نفقة تسبيحه إلا بكشف إلهى . و لا يسبّح إلا حى . سرّ حيات هويت [ 254 - ر ] الهيه است كه سارى است در جميع أشياء اوّلا به ظهورش در نفس رحمانى ، و ثانيا به سريانش در هر چيزى . و ماء را از آن جهت اصل عناصر و اركان داشت كه حديث نبوى ناطق است « 4 » بدان كه : حق - جلَّت قدرته - ذرّه اى آفريد بيضاء ، و به نظر جلال در وى نظر انداخت ، لا جرم آن ذرّه بگداخت و نصفى آب شد و نصفى آتش . پس از آتش دخان حاصل شد ، سماوات را از آن دخان آفريد و زمين از كفك آب . و از براى سريان اين حيات ذاتيه در آب ، حق - سبحانه و تعالى - هر چيز را - كه حيات است - از آب آفريد از آن كه نطفه ها - كه اصل خلقت حيوانات است - آب است ، و آن چه بىتوالد متكوّن مىشود آن نيز به واسطه مائيت متعفنه « 5 » است ، و نباتات نيز همچنين است كه بى آب نمىرويد . و چون هر چه در وجود است تسبيح مىگويد به نص الهى ، و جز حى تسبيح نتواند گفت ، شيخ فرمود كه : فكل شيء حى . فكل شيء الماء أصله . أ لا ترى العرش كيف كان على الماء لأنه منه تكوّن فطفا عليه . يعنى : شيء حى است . و اصل هر شيء آب است . نمىبينى « 6 » كه عرش چگونه بر آب بود و بر سر آمد و مرتفع شد بر وى . مراد از ماء - كه اصل هر شيء است - نفس رحمانى است كه هيولى كلَّى و

--> « 3 » س 38 ى 41 . « 4 » قا : « است » نبود . « 5 » پا : متعقد . « 6 » قا : كه + نمىبينى .