حسين بن حسن خوارزمي

602

شرح فصوص الحكم

[ 18 ] فص حكمة نفسيّة في كلمة يونسيّة بدان كه نفس ناطقهء انسانيه مظهر اسم جامع الهى است پس از اين روى برزخ است مر صفات الهيه و كونيه و معانى كليّه و جزويّه را . و از براى اين برزخيّت متعلَّق گشت به أبدان ، چه در برزخ چاره نيست كه از آن چه در طرفين است ، در وى باشد . [ 248 - ر ] پس جامع شد در ميان آن چه روحانى محض است ، و معنى صرف مقدس از زمان و مكان و منزه از تغيير و حدثان ، و در ميان آن چه جسمانى طلق « 1 » است و محتاج به مكان و زمان و متغيّر به تغييرات ازمان و اكوان . پس از روى جامعيتش عالم علوى روحانى و سفلى جسمانى را خليفهء ملك و مدبّر رعايا گشت . و چون تتميم امر خلافت به حكمت نفسيه بود ، شيخ اين حكمت بعد از حكمت سليمانيه و داوديه آورد و مقترن به كلمهء يونسيه كرد ، چه يونس را حق - سبحانه و تعالى - چنان كه مبتلا ساخت به ماهى در دريا ، نفس را نيز مبتلا كرد به تعلق در جسم . و چنان كه يونس ندا كرد در ظلمات كه * ( لا إِله إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ من الظَّالِمِينَ ) * « 2 » » ، و حق تعالى خبر داد كه « وَنَجَّيْناه من الْغَمِّ وَكَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ ) * « 3 » » . همچنين متوجه شد نفس انسانى در عين ظلمات طبيعيه و بحر هيولانى و جسم ظلمانى بسوى پروردگار خويش . پس منكشف شد او را وحدانيّت حق و فردانيّتش . پس اقرار كرد « 4 » بدان و اعتراف آورد به عجز خويش . پس نجات داد حق - سبحانه و تعالى - او را از مهالك طبيعيه ، و در آورد در انوار شريعت و طريقت و حقيقت در مقابلهء ظلمات ثلاث ، و روزى كرد نعيم روحانى در عين جحيم جسمانى . و به مناسبات ديگر كه در ميان نفس و يونس است ، چون ابتلاع حوت رحم نطفهء مشتمله را بر روحانيت نفس مجرّده و انوارش و غير اين .

--> « 1 » قا : مطلق . « 2 » س 21 ى 87 . « 3 » س 21 ى 88 . « 4 » قا : اقرار كردند .