حسين بن حسن خوارزمي

598

شرح فصوص الحكم

يعنى : چون همهء افعال به مشيت حق تعالى است ، چنان كه تقرير كرديم ، كه هيچ چيز واقع نمىشود و مرتفع نمىگردد مگر به مشيت الهيه ، لا جرم مآل خلق در آخرت بسوى سعادت باشد بحسب اختلاف طبقات و تفاوت درجات انواع سعادات . فعبر عن هذا المقام بأن الرحمة وسعت كلّ شيء ، و أنها سبقت الغضب الإلهي . پس تعبير از اين مقام به سعت و احاطت رحمت كرد همهء أشياء را ، و نيز فرمود : « سبقت رحمتى غضبى » چه مشيت الهيه محيط اعيان و احوال جميع أشياء است ، زيرا كه وجود در علم و ظهور در عين جز به مشيت نيست . و مراد از رحمت سابقه در « سبقت رحمتى غضبى » مشيت ذاتيهء عامهء سابقه است بر كلّ أشياء ، خواه اسماء باشد و خواه اعيان . و السابق متقدّم ، فإذا لحقه هذا الذي حكم عليه المتأخر حكم عليه المتقدم فنالته الرحمة إذ لم يكن غيرها سبق . يعنى : چون لاحق شود غضب كه متأخّر است به واسطهء مخالفت حكم كند بر وى متقدّم به رحمت سابقه . پس از دست منتقم و حكم غضب او را خلاصى دهد يا پيش از انتقام منتقم يا بعد از آن يا در حال انتقام « 37 » ، از آن كه سابق بر غضب رحمت است « 38 » . پس مآل نيز بسوى اوست . فهذا معنى سبقت رحمته غضبه . بدان كه سبق [ 246 - پ ] در معانى مختلفه مستعمل مىگردد : يكى از آن تقدّم بالوجود است ، و يكى رسيدن و گذشتن . چون « سبق الفرس الفرس » و ديگر به معنى زيادة و غلبه . چون « سبقة فلان في الصنعة و الكرم » . و در قول حق تعالى كه مىفرمايد : « سبقت رحمتى غضبى » جميع اين معانى مرعى است . اما اوّل از براى آن كه اگر رحمت او نبودى ، هيچ چيز از أشياء به وجود نيامدى ، خاصه كه غضب بر مجرم . و اما دوم از براى آن كه رحمت لاحق مىشود غضب را و مجرم را از دست او مىگيرد . و اما سيوم از براى آن كه گاهى هنگام توجه منتقم به انتقام رحمان به رحمت و مغفرت متوجه مىشود ، و حكم منتقم بر مجرم باقى نمىماند . پس سبق رحمت حق بر

--> « 37 » قا : الانتقام . « 38 » پا : « غضب كه متأخر . . . است » نبود .